اصل اين ماجرا - كه در كتب اهل سنّت آمده - چنين است كه مهدى عبّاسى روزى از سر شوخى ، به امام موساى كاظم گفت : همهء دعوى شما بر زيان ما فدك است ؛ بياييد تا آن را به شما باز گردانم . امام فرمود : حدّ نخست آن سمرقند و دومين حدّش آفريقا و حدّ سومش كنارهء درياى شور از طرف عدن تا دورترين نقطهء يمن است . هدف وى از اين پاسخ آن بود كه دعوى ما با شما بر سر خلافت است ؛ نه فدك تنها .
دهلوى در ادامهء اشكال پيشين مىافزايد : « بلكه تنها برخى از ياران خاصّ و برگزيدهء خويش را به اين فيضِ ويژه ، مشرّف كردهاند و به هر يك از آنان به اندازهء استعدادشان ، اين عطاى بزرگ را بخشيدهاند . »
دهلوى خود مىداند كه تحريف معناى امامت به قطبيّت اهل بيت ، با حقيقت و واقعيّت نمىسازد . از طرف ديگر ، در پيش روى خود ، احاديث پر شمارى را مىبيند كه به روشنى ، وجوب شناخت امام را نشان مىدهند ؛ از اين رو ، براى جبران آنچه پيشتر بر زبان رانده است ، مىگويد : امامان امامت خويش را تنها بر ياران خاصّ و برگزيدهء خويش ، واجب گردانيده و ديگر مردمان را بدان فرا نخواندهاند ؛ ليكن اين سخن نيز باطل است . زيرا هر كه آثار و نوشتهها را بكاود و سخنان پژوهشگران سرشناس را بجويد ، در خواهد يافت كه ائمّه عليهم السلام در هر فرصت مناسب كه از بدخواهى و فتنهانگيزى دشمنان و ستيزهجويان ايمنى داشتند ، با يادكرد آيات قرآن و سخنان روشن پيامبر صلى الله عليه و آله - كه نشان دهندهء امامت راستين و ولايت فراگير ايشان بوده است - امامت خود را عرضه كرده و آن را براى همهء مردم آشكار نموده و جميع مسلمانان را بدان فرا خواندهاند .
وى در ادامه مىنويسد : « ليكن اين گروه نابخرد ( شيعه ) تمام اين اشارات را به رياست عمومى و شايستگى تصرّف در امور مربوط به فرمانروايى و اموال ، فرو كاستهاند و در نتيجه ، به پرتگاه گمراهى سرنگون شدهاند . »
اين سخن سزاوار شخص دهلوى و پدر اوست ؛ چرا كه پيشتر سخنى از وى بيامد كه نشان مىداد امامت همان رياست عامّه و شايستگى تصرّف در امور و
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 429
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٢٩