تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
سرورمان امير مؤمنان عليه السلام نه گواهى دارد و نه دليلى . همچنين ، اين دعوى نشان دهندهء انحراف همهء فقيهان و مجتهدان از اهل بيت وحى و نبوّت است ؛ با اينكه نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله در حديثى صحيح و متّفق عليه و بلكه متواتر ميان شيعه و سنّى ، فرمود است : إنيّ تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ ما إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما ، لَنْ تَضِلُّوا بَعْدي - أحَدُهُما أعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ - كِتابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتي أهْلَ بَيْتي . هر آينه ، من دو چيز گران ارج را - كه يكى از ديگرى بزرگ‌تر است - در ميان شما مىگذارم كه اگر به آن دو چنگ در زنيد ، پس از من ، گمراه نخواهيد شد ؛ آن دو چيز ارزشمند كتاب خدا و خويشاوندان من ، اهل بيتم ، هستند . « 1 » بنابراين ، رسول خدا صلى الله عليه و آله امّت را فرمان مىدهد تا به قرآن و عترت بياويزند و به آنان هشدار مىدهد كه هر كس در احكام و امور ، با اين دو ناسازگارى كند ، گمراه خواهد شد و هر چه از ايشان و برگرفته از اينان نباشد ، باطل است و وانهادن و رويگردانى از آنان ، بيراه و تباه شدن را در پى دارد . اين معناى حديث ثقلين است و دهلوى خود در هر جا از كتاب « التحفة » كه اين حديث را ياد كرده ، همين گونه تفسيرش نموده و حتّى گاه دعوى كرده است كه تنها اهل سنّت‌اند كه به قرآن و عترت چنگ در زده‌اند . ليكن اهل سنّت - كه دهلوى در شمار آنان است - از اين فرمان نبوى سر مىپيچند و هنگامى كه بر اساس گفتار و اعتراف خود ، به پذيرش اين حقيقت وا داشته مىشوند ، خويش را نقض مىكنند و هر گاه سخنى كه افضليّت اميرالمؤمنين عليه السلام را - كه امامت بىفاصلهء حضرتش را پس از پيامبر صلى الله عليه و آله در پى دارد - نشان مىدهد ياد شود ، به اين گفته دست مىآويزند كه خلفاى سه‌گانه از امامان معصوم ، داناتر بودند و سلسلهء فقيهان و مجتهدان به آنها مىانجامد . از اين رو ، به
هامش
( 1 ) . مجلّدات اوّل تا سوم همين كتاب را ببينيد .