« التحفة الاثنا عشريّة » و ديگران بسنده است . از خدا سلامت و پاكدامنى مىطلبيم .
جاحظ دربارهء درستى اسلام مرتضى ، در سنّ كودكى ، مىگويد : « درستى اسلام او از اينكه وى بر همان [ اسلام دوران كودكى ] پابرجا بماند ، به دست مىآيد . » شيخ قاسم بن قطلوبغاى حنفى نيز در « تخريج أحاديث الاختيار » مىنويسد : روشنتر از اين ، روايت ابن سعد در « الطبقات » است : اسماعيل بن ابىاويس ، از پدرش ، از حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب ، نقل كرده است : « بىگمان ، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله على را در حالى كه نه ساله و يا كوچكتر بود و به سبب خردسالىاش هيچ بتى را نپرستيده بود ، به اسلام فرا خواند . » اگر اسلام آوردن او پذيرفته نبود ، هرگز پيامبر صلى الله عليه و آله او را بدان فرا نمىخواند .
آن گونه كه از كتابهاى حديث به دست مىآيد ، نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله گروه اندكى از كودكان صحابه را نيز به اسلام خوانده و اسلام آوردن آنان را پذيرفته است . آن حضرت با عبداللَّه بن زبير و جعفر بن زبير و عبداللَّه بن جعفر بيعت فرمود ؛ حال آنكه اينان هفت ساله بودند . اين را ابونعيم و ابن عساكر و ديگران ، روايت كردهاند .
طبرانى به سندى بسيار نيكو ، از امام محمّد باقر نقل مىكند : « هر آينه ، پيامبر صلى الله عليه و آله با حسن و حسين و عبداللَّه بن عبّاس و عبداللَّه بن جعفر ، در حالى كه آنان كودكانى بودند كه به بلوغ عقلى و جسمى نرسيده بودند ، بيعت فرمود . وى با هيچ كودكى جز كودكان ما ، بيعت نكرد . » معيار در همهء اينها عموميّت حكم نسبت به فهم [ دعوت شدگان ] است . روشنتر از همهء اينها در درستى اسلام مرتضى در حال كودكى ، سخنى است كه در مقام برترى دادن او بر ديگران آمده است كه وى نخستين كسى است كه مسلمان شد .
از ديگر سخنان نارواى ابن تيميّه نسبت مالدوستى به اميرالمؤمنين عثمان بن عفّان - رضي اللَّه تعالى عنه - است .
ديگر كار ناشايست وى ردّ احاديثى است كه در كتابهاى سنن آمده است ؛ چرا كه ردّ احاديثى كه در اين كتب آمده ، اگر ضعيف هم باشند ، بدين سادگى نيست .
ولىاللَّه دهلوى در اين كار نيز از ابن تيميّه پيروى كرده ؛ بلكه از وى پيش افتاده و
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 398
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٩٨