بسيارشان ، امرى است روشن كه نيازى به بيان ندارد .
ذهبى در رسالهاى كه پس از نگارش « ميزان الاعتدال » نوشته است ، پس از نقل سخن ابن معين دربارهء امام شافعى ، مىگويد : « ابن معين با اين سخن ، خود را آزرده است . هيچ كس به گفتهء او دربارهء شافعى و گروهى از دانشمندان مورد اطمينان ، اعتنا نمىكند . » سخن بخارى نيز در شأن پيشوايانى همچون شيخمان عبدالواحد و فقيهمان ابوحنيفه ، همين گونه است . امّا بزّار ، ابواحمد حاكم دربارهاش گفته است : « وى در اسناد و متن حديث ، خطا مىكرد . نسائى وى را جرح كرده است . » حمزهء سهمى از دارقطنى نقل مىكند : « بزّار ثقه بود ؛ ليكن بسيار خطا مىكرد و به حافظهء خود اعتماد مىنمود . » ابوالشيخ نيز پس از ستايش وى مىنويسد : « احاديث غريب و متفرّدات وى فراوان است . »
با اين همه ، چگونه مىتوان نفى اينان را به طور مطلق ، پذيرفت ؛ به ويژه آنكه دانشمندان بسيار موثّقى با دلايل روشن ، با اين سخن آنان مخالفاند .
بعضى ديگر از آنان ، مانند ترمذى ، مىگويند : « سماع حسن را از على - كرّم اللَّه وجهه - نمىدانيم و نمىشناسيم . » ليكن عدم ثبوت چنين امرى نزد ايشان يا نا آشنايىشان با آن ، عدم تحقّق آن را در عالم وجود ، در پى ندارد . بنابراين ، آنها در نداستن خود معذورند .
برخى ديگر كسانىاند كه راه متعصّبان را مىپويند و بدون پژوهش و جستجوى سخن فاضلان ، به گزاف ، مىگويند : « بىگمان ، همراهى حسن بصرى با على و حديث شنيدنش از او ، هر دو ، به اتّفاق دانشمندان مهمّ ، نادرست است . » ابن تيميّهء حنبلى ، نابغهء روزگارش - كه خدايش بيامرزاد - و نويسندهء « القرّة » « 1 » از اين دستهاند .
برخى از سخنان نارواى ابن تيميّه و نظر دانشمندان دربارهء آنها
شيخ الاسلام ، امام ، حافظ ابوالفضل ، ابن حجر عسقلانى در « الدرر الكامنة » در شرح حال ابن تيميّه ، پس از يادكرد خصال نيك او به ويژگيهاى ناشايست وى ،
هامش
( 1 ) . مقصود وى « قرّة العينين » ولىاللَّه دهلوى است .