مانند اعتقاد به حرام بودن زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله مىپردازد .
نويسندهء « القرّة » در « الحجّة » « 1 » در اين سخن ، ابن تيميّه را پيروى كرده است . وى مىنويسد : نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله در حديثى فرموده است : « بار سفر را [ جز به سوى سه مسجد : مسجدالحرام و مسجد الاقصا و مسجد من ، ] نبنديد . » او پس از يادكرد حكمت اين سخن - كه به زعم وى ، جلوگيرى از فساد و پرستش غير خداست - مىگويد : « سخن حق نزد من آن است كه قبر و جايگاه عبادت ولىّاى از اولياى خداى متعال و « طور » همه در اين نهى ، يكساناند . » سپس در بحث مناسك ، هيچ حديثى از احاديث زيارت رسول خدا صلى الله عليه و آله را ياد نمىكند ؛ حال آنكه در آنجا ، متعهّد شده است كه اين احاديث را بياورد . بنابراين ، بىگمان ، وى پيرو و همراه ابن تيميّه است . شگفت آنكه دهلوى با اين همه ، دربارهء حديث زيارت قبور مىنويسد : « از آن نهى شده است ؛ چرا كه باب پرستش قبور را مىگشايد . امّا پس از آنكه اصول اسلامى استوار شد و دلهاى مسلمانان به حرام بودن عبادت غير خدا آرام گرفت ، زيارت قبور روا داشته شد . »
از ديگر ويژگيهاى نارواى ابن تيميّه ، قول به نادرستى اسلام على مرتضى - كرّم اللَّه وجهه - بدان سبب كه وى در گاه اسلام آوردن ، كودك بوده است ، و حمله به دو و به نسل پاك پيامبر صلى الله عليه و آله با اعتراضات پست و مردود است . ولىاللَّه دهلوى در اين سخنان نيز با تلويحاتى كه به تصريح نزديك است و اشاراتى كه به سخن روشن مىماند و با اندك تغيير آنچه ويژهء ناصبىهاست و با يادكرد على مرتضى - كرّم اللَّه وجهه - با نام « مرتضى » در هر جا كه ذكرى از وى آمده ، از ابن تيميّه تقليد كرده است .
وى همچنين در كتاب خود « إزالة الخفاء عن خلافة الخلفاء » مطالبى را آورده و آنها را زدودن خلافت و هدايت از به پايان رسانندهء خلافت و آغازگر ولايت ، نام نهاده است كه ما يادكرد هيچ يك از آن سخنان را روا نمىداريم . اين دو كتاب اكنون در ميان مردمان است ؛ و در ردّ گفتههايى همين گونه در آنها ، سخنان فرزند او در
هامش
( 1 ) . مقصود « حجّة البالغه » اثر ولىاللَّه دهلوى است .