سزاوار است كه فرد عالم به آثار وى ، بهويژه به سنن كبيرش ، توجّه كند .
بيهقى يك سال يا اندكى بيشتر ، پيش از مرگ ، به نيشابور گام نهاد و جويندگان پرشمارى نزدش حاضر شدند و كتابهايش را از او شنيدند و آموختند . آثار بيهقى به عراق و شام و سرزمينهاى ديگر رفت و حافظ ابوالقاسم دمشقى توجّه خاصّى بدانها مبذول داشت و آنها را از شاگردان بيهقى سماع كرد . او و ابوالحسن مرادى نوشتههاى بيهقى را به دمشق بردند .
از ابوالمعالى ، امام الحرمين جوينى ، براى ما چنين نقل شده است : شافعى بر همهء فقيهان مذهبش منّت فراوان دارد مگر بيهقى ؛ چرا كه وى با نگارش آثارى در يارى مذهب شافعى ، حقّ بزرگى بر او دارد .
ابوالمعالى درست گفته است . زيرا اگر بيهقى مىخواست براى خود مذهبى بسازد ، مىتوانست ؛ چرا كه دانشى گسترده داشت و با اختلافات مذاهب آشنا بود و از همين روست كه وى آشكارا به دفاع از مسائلى كه بر پايهء احاديث ، درستاند ، پرداخته است . « 1 »
6 . ذهبى
: امام ، ع لّا مه ، شيخ خراسان ، حافظ بيهقى . . . ( در ادامه نام مشايخ ، آثار ، كسانى كه از وى روايت كردهاند ، تاريخ وفات و سخنان امام الحرمين و عبدالغافر را دربارهء او به همراه رؤياهايى كه فرزند او نقل كرده است ، ياد مىكند ) . « 2 »
7 . ذهبى :
بيهقى امام ، دانشمند و . . . بود . شمارهء آثار وى به هزار جزء مىرسد .
خدا به وسيلهء او مسلمانان خاور و باختر جهان را بهرهمند ساخت ؛ چرا كه وى مردى امانتدار و ديندار و فاضل و محكمكار بود . خدايش بيامرزاد . « 3 »
8 . يافعى
: پيشواى كبير ، حافظ چيرهدست و فقيه شافعى ، احمد بن حسين بيهقى ، يگانهء عصر خويش و در فنون گوناگون ، يكتاى همگنان بود . وى از اصحاب
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء 18 / 163 .
( 2 ) . تذكرة الحفّاظ 2 / 1132 .
( 3 ) . العبر فى خبر من غبر 3 / 2421 .