هر كه مىخواهد دانش آدم و تقواى نوح و بردبارى ابراهيم و شكوه موسى و دنياپرهيزى عيسى را ببيند ، على بن ابىطالب را بنگرد .
نتيجه
خوانندهء گرامى ! از آنچه بر تو خوانديم و برايت از سخنان اركان و پيشوايان و حافظان بزرگ اهل تسنّن و دانشمندان نامى ايشان در علوم گوناگون نقل كرديم ، دريافتى كه حديث تشبيه ، با الفاظ و عبارات گوناگون و با زنجيرههاى نقل و اسنادهاى مختلف ، حديثى صحيح است و هيچ ترديدى در آن روا نيست و بىگمان ، سخنى است كه دانشمندان سنّى به گونهء مستند ، از شمارى از صحابه ، از پيامبر گرامى و فرستادهء بزرگ الاهى صلى الله عليه و آله نقل كرده اند .
آرى ! ايشان حديث تشبيه را در كتابهاى خود روايت كرده و آوردهاند و در سخنان خود بدان استشهاد نموده و در اشعار خود سرودهاند ؛ پس دهلوى چگونه درستىاش را برنمىتابد و وجود آن را در كتابهاى اهل سنّت نمىپذيرد و مىپندارد كه آنها اين حديث را قبول نكردهاند ؟ ! خداى بدانچه او بر زبان رانده ، رسيدگى خواهد كرد ؛ چرا كه وى براى حسابرسى بس است ؛ ليكن آنچه ما در پى آن هستيم و بدان اميد داريم ، اين است كه كسى بر جايى كه او گام نهاده ، گام ننهد و فريب سخنان و برساختههاى وى را نخورد ؛ زيرا : « هر كسى در گرو دستاورد خويش است » « 1 » و « خدا از همه سو ايشان را فراگرفته است . » « 2 »
آنچه گذشت ، دربارهء سند حديث تشبيه بود و از همين جا ، ناروايى سخنان دهلوى را دربارهء دلالت اين حديث نيز درياب ؛ حقيقتى كه به زودى ، بر تو نمايان خواهد شد . و خدا شايستهء اعتماد و پشتگرمى است .
هامش
( 1 ) . مدّثّر ( 74 ) / 38 .
( 2 ) . بروج ( 85 ) / 20 .