مسلمانان مىشود .
و همچنين ، آشتى و دشمنى و گرد هم آمدن مردمانى كه دلهايشان [ از ايمان ] تهى بوده است .
اين قسم را رازهاى بزرگى است كه شيخين ( ابوبكر و عمر ) در آن مرتبتى بلند دارند .
و در دانش نبوّت آمده بود و پنهان نبود كه ملاك امر همين است .
و صحابه پيوسته آن را از سر يقين ، مىشناختند ؛ بدان سان كه خورشيد بر مىآيد .
بنابراين ، اين امر را براى شيخين اثبات كن و آنها را با اوصافى كه خود مىخواهى ، بستاى .
35 . روايت ولىاللَّه دهلوى
ولىاللَّه دهلوى ، پدر مخاطب ما عبدالعزيز دهلوى ، در « قرّة العينين » پس از پاسخ به سخن خواجه نصيرالدين طوسى در افضليّت اميرالمؤمنين عليه السلام مىنويسد :
« پس از همهء اينها ، تمام آنچه معتزليان پسين - آن گونه كه امام فخر رازى در « الأربعين » ( كتابى كه خواجه نصير خلاصهاش كرده است ) از آنان نقل مىكند - در افضليّت حضرت مرتضى ياد كردهاند ، حجّتهاى ماست به برترى وى نسبت به كسانى كه در روزگار خلافت او مىزيستند ( و اين سخنى است كه ما به اصل آن معترف و در جاى خود به ثبوت آن متمسّكيم ) نه نسبت به شيخين . »
اين سخن ولىاللَّه دهلوى است و هر كس به « الأربعين » رازى و سخن خواجه نصير مراجعه كند ، حديث تشبيه را خواهد يافت .
فخر رازى مىنويسد : حجّت نوزدهم : احمد و بيهقى در فضائل صحابه ، از [ پيامبر صلى الله عليه و آله ] چنين روايت كردهاند :
مَنْ أرادَ أنْ يَنْظُرَ إلى آدَمَ في عِلْمِهِ وَ إلى نوحٍ في تَقْواهُ وَ إلى إبْراهيمَ في حِلْمِهِ وَ إلى مُوسى في هَيْبَتِهِ وَ إلى عيسى في عِبادَتِهِ ، فَلْيَنْظُرْ إلى عَليِّ بْنِ أبيطالِبٍ .
هر كه مىخواهد دانش آدم و تقواى نوح و بردبارى ابراهيم و شكوه موسى و بندگى عيسى را ببيند ، على بن ابىطالب را بنگرد .