وَ ما مِنْ مَنْهَلٍ إلّا وَ فيهِ * لَهُ شُرْبٌ عَظيمٌ وَ ارْتِواءُ
وَ لِلْقُرْآنِ تَنْزيلٌ وَ ظَهْرٌ * يُقاتِلُهُمْ عَلَيْهِ الْأنْبياءُ
وَ لِلْقُرْآنِ تَأْويلٌ وَ بَطْنٌ * يُخاصِمُهُمْ عَلَيْهِ الْأوْصياءُ
قَبُولُ النَّاسِ لِلتَّنْزيلِ فيهِ * سياساتٌ لَهُ مِنْها نِماءُ
فَمِنْها رَدُّ تَحْريفٍ وَ مَدٌّ * لِأسْبابٍ لَهُ مِنْهَا انْتِشاءُ
وَ صُلْحٌ وَ اخْتِصامٌ وَ ائْتِلافٌ * بِأقْوامٍ قُلُوبُهُمُ هَواءُ
لِهذَا الْقِسْمِ أسْرارٌ عِظامٌ * وَ لِلشَّيْخَيْنِ فيهِ اعْتِلاءُ
وَ في عِلْمِ النُّبُوَّةِ إنَّ هذا * مِلاكُ الْأمْرِ لَيْسَ بِها خِفاءُ
وَ ما زالَ الصَّحابَةُ عارِفيهِ * يَقيناً مِثْلَ ما طَلَعَتْ ذُكاءُ
فَأثْبِتْ ذاكَ لِلشَّيْخَيْنِ وَ اخْتَرْ * مِنَ الْأوْصافِ مَدْحاً ما تَشاءُ
اى صدرنشين والامرتبهگان ، خدا نگهدارت باد و به بلندى روزگار ، پايدار بمانى !
از جانب پدران ، تو را فخر دادهاند و مرتبتت به پسران ، بلند مىشود .
بىگمان ، نياى تو آيتى بود و دريايى كه دلوها [ يى كه براى به دست آوردن گوهرهاى معانى در آن فرو مىشدند ] از زلالىاش نمىكاستند .
وى در پردهبرداشتن از معارف ، يگانه بود و در ميان مردمان ، همتايى نداشت .
آنچه بر تو نمايان شد ، به حقّ نمايان شد ؛ و فضل خداى را پايان نيست .
آن گاه كه آيت شكافته شدن ماه و آشكار شدن پرچم را ديدى ، شادمانى و استوارى به سويت آمدند .
و هنگامى كه سرور ما على ، با كرم و دانشى كه خود خواسته بود ، نزديك تو آمد ،
در مناقبش كتابى فراهم آوردى ؛ و پاداش اين كار ، نزد خداست .
و آن كه مولايمان على را بسيار بستايد نيز او را كم ستوده و حقّ ستايشش را نگزارده است .
چرا كه هيچ صحنهاى نيست ، مگر آنكه وى را در آن ، بزرگى و فخرى است .
و هيچ چشمهاى [ از چشمههاى كمال ] نيست ، جز آنكه وى از آن بسيار نوشيده و سيراب شده است .
قرآن را تنزيل و ظاهرى است كه پيامبران بر پايهء آن با مردمان نبرد مىكنند .
نيز تأويل و باطنى دارد كه جانشينان ايشان ، بر اساس آن مىجنگند .
پذيرش تنزيل از سوى مردمان ، بر بنياد سياستهايى ، چون فزونى مؤمنان است .
نيز سياستهايى مانند تحريفزدايى و گستردگى اسباب دين كه موجب افزايش شمار