تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
مسئول‌اند . » « 1 » روايت كرده است كه نشان مىدهد مردمان را از ولايت على و اهل بيت خواهند پرسيد . زيرا خدا به پيامبرش فرمان داد تا مردم را آگاه سازد كه او در برابر رساندن پيام خدا ، هيچ پاداشى نمىخواهد ؛ مگر دوستى خويشاوندان . يعنى از آنها مىپرسند آيا همان گونه كه نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله آنان را سفارش كرده بود ، اهل بيتش را به ولايتى شايسته ، دوست و يار و فرمانبردار بودند يا آنكه ايشان را تباه كردند و وانهادند و سزاوار بازخواست و پيامد [ بد عهدى ] شدند ؟ گواه اين مدّعا حديثى است كه - بنا بر نقل ابوالحسن ، على سفاقسى و سپس مكّى در « الفصول المهمّة » - ابوالمؤيّد خوارزمى در « المناقب » از ابوهريره - رضي اللَّه عنه - آورده است . او مىگويد : روزى كنار پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بوديم كه ايشان فرمود : سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، در روز قيامت ، قدمى از قدم برداشته نخواهد شد تا اينكه خداى متعال دربارهء چهار چيز از آدمى پرسش كند : - از عمرش ، كه آن را در چه راهى به پايان رسانده است ؛ - از بدنش ، كه آن را چگونه فرسوده است ؛ - از دارايىاش ، كه آن را از چه راه به دست آورده و در چه كارهايى خرج كرده است ؛ - و از دوستى ما اهل بيت . پس عمر پرسيد : نشانهء دوستى شما چيست ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله دست بر سر على - كه در كنار حضرتش نشسته بود - نهاد و فرمود : نشانهء دوستى من ، دوست‌داشتن اين مرد پس از من است . » حلبى در داستان هجرت مىنويسد : در « الفصول المهمّة » آمده است : « رسول خدا صلى الله عليه و آله در پيش چشمان مردمان ، به على - رضي اللَّه تعالى عنه - سفارش كرد كه پيمان او را با مشركان نگاه دارد و امانت وى را بگزارد و به دو فرمان داد كه براى فاطمه‌ها ( فاطمه دخت پيامبر صلى الله عليه و آله و فاطمه
هامش
( 1 ) . صافّات ( 37 ) / 24 .