نگاشت و بدين روى ، دانشمندان و عموم مردم از علم او بهره بردند . وى در قزوين و نيشابور و بغداد و سرزمينهاى ديگر ، احاديث بسيارى شنيد و فهرست شنيدههايش متداول است . يكى از گزافهگويان ، بر پايهء پندارهاى ناروايى كه ويژهء گزافهگويان است ، در حديث شنيدن حاكمى از ابوعبداللَّه ، محمّد فراوى ، سخنانى بر زبان رانده است ؛ ليكن من خود برخى از كتابهايى را كه وى از فراوى سماع كرده است ديدهام ؛ مانند :
- « الوجيز » اثر واحدى ؛ كه آن را به قرائت حافظ عبدالرزّاق طبسى در شش مجلسى كه در ماههاى شعبان و رمضان سال 530 تشكيل شده ، شنيده است . اين سماع به خطّ امام ابوالبركات فراوى نقل شده و او نيز آن را از دستخطّ تاج الاسلام ، ابوسعد سمعانى نقل كرده است .
- « الترغيب » اثر حميد بن زنجويه ، به قرائت تاج الاسلام ابوسعد ، در ذى حجّهء سال 529 .
- بخشى از حديث يحيى بن يحيى به روايت وى از عبدالغافر فارسى ، از ابوسهل بن احمد اسفراينى ، از داوود بن حسين بيهقى ، از يحيى بن يحيى ، به قرائت حافظ ابوالقاسم ، على بن حسن بن هبةاللَّه دمشقى ، در سال 529 .
- « الأربعين » اثر محمّد بن ايزديار غزنوى ، از شنيدههاى وى به قرائت سيّد ابوالفضل ، محمّد بن على بن محمّد حسينى ، در ماه رجب سال 529 .
اين دو سماع از دستخطّ مذكور بن محمّد شيبانى بغدادى نقل شده است .
همچنين من در نوشتهاى به خطّ تاجالاسلام ، ابوسعد سمعانى ، ديدم كه وى كتابهاى « دلائل النبوّة » و « البعث و النشور » و « الأسماء و الصفات » و « الاعتقاد » حافظ ابوبكر بيهقى را به روايت فراوى از نويسنده و به قرائت تاج الاسلام ، در ماههاى سال 530 شنيده است .
حاكمى همراه با دانش و عبادت فراوانش ، در نزد خواصّ و عوامّ ، مقبوليّت يافت و جايگاهش بالا رفت و آوازهاش در آفاق زمين پيچيد و حدود پانزده سال در نظاميّهء بغداد ، تدريس كرد و در تمام اين سالها در دستگاه خلافت گرامى بود و مرجع و فردى فاضل به شمار مىآمد و فتواهايش در مواقع اختلاف ، پذيرفته بود .
وى - كه خدايش بيامرزاد - دايى مادرم و نياى مادر رضاعى من است . من در بامداد روز پنجشنبه ، دوم ماه رجب سال 582 در شهر همدان ، به دست او خرقه
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٨٤