تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
پرسش كند : - از عمرش ، كه آن را در چه راهى به پايان رسانده است ؛ - از بدنش ، كه آن را چگونه فرسوده است ؛ - از دارايىاش ، كه آن را از چه راه بدست آورده و در چه كارهايى خرج كرده است ؛ - و از دوستى ما اهل بيت . عمر پرسيد : نشانهء دوستى شما چيست ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله دست بر سر على - كه در كنار حضرتش نشسته بود - نهاد و فرمود : نشانهء دوستى من ، دوست‌داشتن اين مرد پس از من است . « 1 »

- مطيرى

: حديث شصت و چهارم از كتاب « الآل » اثر ابن خالويه است كه ابوبكر خوارزمى آن را در « المناقب » از بلال بن حمامه ، نقل كرده است : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله شاد و خندان در حالى كه رخساره‌اش چون قرص ماه مىدرخشيد ، به سوى ما آمد . عبدالرحمن بن عوف برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ، اين نور چيست ؟ حضرتش پاسخ فرمود : مژده‌اى است از خداوندگارم دربارهء برادر و پسرعمويم و دخترم . هر آينه ، خدا فاطمه را به همسرى على درآورد و رضوان ( خازن بهشت ) را دستور داد كه درخت طوبى را تكان دهد و بدين‌گونه ، بر آن درخت به شمارهء دوستداران اهل بيت ، برگهايى ( صحيفه‌هايى كه پيمان‌نامه‌هايى بودند ) روييد و در زير آن درخت ، فرشتگانى را از نور پديد آورد و به دست هريك صحيفه‌اى سپرد . پس آن گاه كه قيامت اهل خود را در برگيرد ، فرشتگان در ميان مردمان ندا دهند و به تمام دوستداران اهل بيت صحيفه‌اى داده مىشود كه نامهء رهايى آنان از آتش است . بدين‌گونه ، دوستى برادر و پسرعمويم ، و دخترم سبب رهايى مردان و زنان از آتش خواهد شد . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . الرياض الزاهره فى مناقب آل بيت النبىّ و عترته الطاهره ، مخطوط .