رخدادى برايش پيش آمد كه موجب گشت به مذهب امام شافعى درآيد . « 1 »
2 . ابن اثير
( در گزارش حوادث سال 563 ) : در اين سال ، فقيه شافعى ، عبدالكريم بن محمّد بن منصور ، ابوسعيد بن ابىالمظفّر سمعانى مروزى ، چشم از جهان فروبست . وى بسيار حديث شنيد و در جستجوى آن سفرها كرد و احاديثى سماع نمود كه كسى جز او آنها را نشنيده بود . بارها به ماوراءالنهر و خراسان كوچيد و به شهرهاى جبل و اصفهان و عراق و موصل و جزيره و شام و . . . گام نهاد . سمعانى آثار پر آوازهاى بر جاى نهاده است ؛ مانند : « ذيل تاريخ بغداد » و « تاريخ شهر مرو » و « كتاب النسب » و . . . . او نوشتههايش را تا جايى كه خواسته ، به زيبايى و حسن آراسته است . نام مشايخ او را گردآوردند و شماره كردند ؛ از چهار هزار تن افزون شد .
ابوالفرج ، ابن جوزى ، سمعانى را ياد مىنمايد و از او بدگويى مىكند . از جمله آنكه مىگويد : « سمعانى شيخى را در بغداد پيدا مىكرد و همراه او از بالاى نهر عيسى مىگذشت ، آن گاه مىگفت : فلانى در ماوراءالنهر ، برايم حديث نقل كرد . » اين سخن جدّاً خنك است ؛ چرا كه سمعانى حقيقتاً ، به ماوراءالنهر سفر كرده و به بيشتر شهرهاى آن گام نهاده و از عموم مشايخ آن سرزمينها ، حديث شنيده است ؛ بنابراين چه نيازى به اين فريب خنك داشته است ؟ بله ! گناه او نزد ابن جوزى آن است كه شافعى مذهب است . امّا ابن جوزى پيرو فرد ديگرى است ؛ از اين رو ، جز بيشتر حنبليها ، گريبان كسى را رها نكرده است ! « 2 »
3 . ابن وردى
: او پيشوا و فرزند پيشوا و فرزندِ فرزند پيشوا و پدر پيشوا بود . « 3 »
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان 3 / 209 .
( 2 ) . الكامل فى التاريخ 11 / 333 ، حوادث سال 563 .
( 3 ) . تتمّة المختصر فى اخبار البشر 3 / 112 .