شأن أميرالمؤمنين » و امام احمد بن حنبل « مناقب أهل البيت » و نسائى « مناقب أميرالمؤمنين » و نظنزى « الخصائص العلويّة » و ابن مغازلى شافعى « مناقب أميرالمؤمنين » ( كتاب « المراتب » را نيز نام مىبرد ) و بصرى « درجات أميرالمؤمنين » و خطيب « الحدائق » را نگاشتهاند .
سيّد مرتضى مىگويد : شنيدم ابن شاهين مىگفت : از فضائل على هزار جزء گرد آوردهام . « 1 »
انصاف دهيد ! آيا شيعه در فضائل اميرالمؤمنين و اهل بيت ، كتابى بسان يكى از اين نوشتهها دارد ؟ ! آنان كه با كتب شيعيان آشنا هستند ، مىدانند كه دانشمندانشان همگى ، در نقل فضائل امير و زهرا و حسنين ، ريزهخوار و خوشهچين اهل سنّتاند .
آرى ، گاهى كتابى از ايشان در شرح حال ديگر امامان يافت مىشود . گواه سخن ما كتابهاى « كشف الغمّة » و « الفصول المهمّة » و كتابهايى ديگر در اين موضوع است . « 2 »
مىبينيد كه دهلوى ، سخن ابن يونس را در اينكه ابن مغازلى از دانشمندان سنّى است ، پذيرفته و گردن نهاده است و اين همان نكتهاى است كه ما در پى تأكيد آن هستيم . امّا پندار او مبنى بر اينكه « الفصول المهمّة » از آثار شيعه است ، خيالى است باطل ؛ چرا كه اين كتاب از نوشتههاى نورالدين ، ابن صبّاغ مالكى است و اين حقيقت در ادامهء همين كتاب ، آشكار خواهد شد .
امّا نقل نويسندهء « كشف الغمّة في أحوال الأئمّة » از اهل سنّت ، تنها و تنها از باب اسكات خصم و قطع حجّت آنهاست و كتبى كه شيعيان امامى در فضائل اميرالمؤمنين و اهل بيت عليهم السلام به نگارش در آورده اند و احاديثى كه دانشمندان ايشان به طرق خود ، در اين باره روايت كردهاند ، از كثرت و فراوانى ، به شماره در نمىآيد و اين حقيقتى است كه هر كس به « غاية المرام » و « بحار الأنوار » و كتابهايى از اين دست ، مراجعه كند ، تصديق خواهدكرد . ليكن عذر دهلوى جهل اوست !
پس از اينها همه ، آنچه بر جاى مانده است ، يادكرد كوتاهى از شرح احوال
هامش
( 1 ) . منقول از شرح حال وى به نام « أنوار العرفان » اثر معين قزوينى اثناعشرى .
( 2 ) . التحفة الاثناعشريّه ، در حاشيهء تعصّب سيزدهم از باب يازدهم .