مقدّمترين خانواده است . پيشينيان و پسينيان اين خانواده ، راهبر دانشمندان و الگوى اهل فضل بودند و پيشوايى و رياست از آن ايشان بود ؛ آن هم از روى فضل و دانش ژرف ، نه به سبب بخشش اموال و بىشرمى .
وى در بيست و يكم ماه شعبان سال 506 در شهر مرو ، زاده شد و به حديث و آموختنش روى آورد و در طلب آن بسيار سفر كرد و به شهرهاى خراسان و اصفهان و ماوراء النهر و عراق و حجاز و شام و طبرستان ، گام نهاد و « معجم البلدان » را بر اساس شنيدههايش گردآورد . در سال 538 به زادگاهش ، شهر مرو ، بازگشت و همسرى برگزيد كه ثمرهء اين ازدواج ، ابوالمظفّر عبدالرحيم بود .
سمعانى همراه با فرزند ، به نيشابور و اطرافش و هرات و پيرامونش و بلخ و سمرقند و بخارا رفت و فرهنگنامهاى براى او گردآورد . سپس به مرو بازگشت و پس از مسافرتهاى بسيار ، دست از سفر كشيد و به نوشتن و املاى حديث و موعظه و تدريس پرداخت . او دانش را پراكند تا آنكه در كسوت پيشوايى از پيشوايان مسلمين ، آن هم در دانشهاى پر شمار ، در گذشت . سال مرگ وى 562 است . « 1 »
9 . ابن قاضى شهبه
: عبدالكريم بن محمّد . . . تاج الاسلام ، حافظ كبير و امام شهير ، از دانشمندان سرشناس و محدّثان شافعى مذهب است . ابن نجّار مىگويد : از كسانى شنيدم كه شمارهء مشايخ سمعانى را هفت هزار تن ياد مىكردند و اين عددى است كه هيچ كس به آن دست نيافته است . وى ظريف ، حافظ ، پر مسافرت ، ثقه ، راستگو ، ديندار ، خوش كردار و صاحب آثار نيكو بود . ابن نجّار آثار سمعانى را دنبال كرده و گفته كه آنها را به خطّ وى يافته است . « 2 »
10 . سيوطى
: حافظ ابوسعد ، عبدالكريم سمعانى ، كسى كه در فضل ، سرآمد همگنانش بود ، ع لّا مه ، تاجالاسلام ، فرزند حافظ معينالدين ، ابوبكر محمّد بن ع لّا مهء مجتهد ، ابوالمظفّر منصورِ مروزى است و در ماه شعبان سال 506 زاده
هامش
( 1 ) . طبقات الشافعيّه 7 / 180 .
( 2 ) . طبقات الشافعيّه 2 / 11 .