شرح
احاطه كرده است ، وبه عبارت ديگر آن را دوازده قاعده آنچنانى است ، وبه همين بيان در ذرات اشكال ديگر . لذا از اجتماع وتراكم وتلاقى آنها خلاء لازم نمىآيد چه اگر كره باشند دو كره بر بيشتر از يك نقطه با هم تماس پيدا نمىكنند ، بنا بر اين خلاء لازم آيد وشيخ در فصل سيزدهم مقاله أولى طبيعيات شفا ( ص 26 ) آورده است كه ذيمقراطيس وپيروان أو اين ذرات را مبادى كلى دانستهاند .
خواجة طوسي در شرح فصل 12 نمط پنجم إشارات ( ص 140 ) گويد : ذيمقراطيس واصحابش اين ذرات را در نوع متفق ودر اشكال مختلف دانستهاند ، وأصحاب خليط آنها را در نوع مختلف دانستهاند وأصحاب خليط ورأى آنان را در اين موضوع در فصل 23 نمط دوم شرح إشارات بيان كرده است ( ص 67 چاپ شيخ رضا ) . شيخ در همان مواضع نامبرده شفا گويد قائلين به اتفاق نوعي آنها آثار مختلفه طبايع خمسه را كه زمين وچهار ديگرند به اختلاف اشكال آن اجزاى صغار صلبه دانستهاند .
بسيار مناسب است كه در اين مقام به خطبه 161 نهج البلاغة گفتار برهان الحقائق ومعيار البراهين أمير المؤمنين امام علي ( ع ) رجوع شود آن جا كه مىفرمايد : لم يخلق الأشياء من أصول أزلية ولا من أوائل أبدية ، بل خلق ما خلق فأقام حده وصور ما صور فأحسن صورته . إلخ . .
مجسمات خمس در مقاله سيزدهم أصول أقليدس عنوان شده است شكل شانزدهم آن ناري ، وهفدهم ارضى ، وهجدهم هوايى ، ونوزدهم مائي ، وبيستم آن سمايى است .
مقاله پانزدهم أصول متمم اشكال خمسه مذكور است ولكن اين مقاله منسوب به ابسقلاؤس است وى در تاريخ حكماى قفطى ( ص 72 ) به بزرگى نام برده شد كه حكيمى خبير در فنون علوم رياضى بود وبعد از زمان أقليدس مىزيست وتصانيف بسيار شريف دارد . فيلسوف عرب أبو يوسف يعقوب بن إسحاق كندى متوفاى 252 ه ق در سبب اختصاص هر يك از اين مجسمات خمسه به طبايع خمسه رسالهاى به تازى گرد آورده است وبه مباني رياضى وفلسفي نيكو بيان كرده است ، اين رساله مصدر به اين عنوان است : رسالة الكندي في السبب الذي له نسبت القدماء الأشكال الخمسة إلى الأسطقسات . اين رساله با چند رساله فلسفي كندى در مصر سنه 1369 ه ق به طبع رسيده است .
قول به مجسمات پنجگانه از ذيمقراطيس واتباع اوست كه آن ذرات را جسم مىدانستند واز آنها تعبير به أجسام بسيطه نيز مىكردند كه در عبارات آنها أجسام بسيطه گاهى بر خود اين ذرات صغار صلبه مشكل به اشكال ياد شده اطلاق مىشود ، وگاهى بر عناصرى كه از آنها مؤلف است كه سپس از اين عناصر ، مركبات از معدن ونبات وحيوان وغيرها وصناعي تكون مىيابد وصورت مىپذيرد چنان كه فصل هشتم نمط أول إشارات شيخ وشرح خواجة بر آن بيان فرمودهاند .