دوّم : روز و يا شب جديدى را شروع مىكند كه از حوادث و بلايا و يا فوايد دنيوى و اخروى خالى نيست ، لذا بايد با استمداد از حضرت حق دفع مضرات و جلب خيرات نمود ، و براى آنها آمادگى كسب نمود .
سوّم : در اين اوقات هنوز به كارهاى روزانه مشغول نشده ، و يا به هنگام غروب آفتاب از كارهاى روزانه فراغت يافته ، لذا فراغتى دارد كه مىتواند ذكر حق تعالى كند .
چهارم : چون هنگام قدرت نمايى حق سبحان است ، به اينكه حق سبحان سبى را روز مىنمايد و روزى را شب مىنمايد و همين دگرگونى و تحول منشأ خيرات فراوان مىشود ، لذا ثنا و حمد و شكر تازهاى را مىطلبد .
پنجم : در اين دو ساعت روشن مىشود كه عالم در حال دگرگونى و تغيير است ، و هرگز بر حالى باقى نمىماند ولى آنكه باقى مىماند و هميشه و دايمى است حق سبحان مىباشد لذا به همانند خليل الرحمن مىگويد : « انى لا احب الآفلين » من غروبكنندگان را دوست نمىدارم و عارف متنبّه مىشود كه حق سبحان مستحق تسبيح و تهليل و تحميد و تمجيد است .
ششم : در اين دو ساعت همه مخلوقات در آسمانها و زمين با زبان حال خود مىگويند كه مربوب حق سبحان هستند و نيازمند وى مىباشند « ان من شيء الا يسبّح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم » در اين دو وقت اين تسبيح روشنتر و ظاهرتر است .
هفتم : شايسته است كه انسان در همه اوقات خود را محاسبه كند ولى در اين دو وقت چون ملايكه شب عروج مىكنند و ملايكه روز مىآيند و يا بر عكس ، محاسبه بهتر است و قصور و تقصير خود را در نظر گيرد و استغفار كند و بر طاعات شكر و سپاس گويد .
با تصرف از ص 22 مرآة ج 12 شماره 69 ص 215 سطر 9 :
چرا تسبيح نصف ميزان است .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 360
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٣٦٠