شماره 38 ص 136 سطر 11 :
استعجال در نماز يعنى در تعقيب نماز تعجيل كند ، و يا آن را ترك نمايد و يا به اندكى از تعقيبات اكتفا كند تا به كارهايش برسد يا مراد آنست كه مأيوس از اجابت شود ، زيرا در اجابت آن كندى شد . و دعا را ترك كند و به طرف حاجت خود برود تا خود تلاش كند و آن را تحصيل كند قول اول اظهر است .
شماره 39 ص 137 سطر 7 :
مرآة گويد : مراد از قضاى حاجت حتمى وى يا محمول بر اين است كه غالبا خدا حاجت وى را بر مىآورد يا وقتى شرايطش محقق شد .
40 / 139 / 10 :
مرآة : « آمين و آمين بالمد و القصر و المدّ أكثر » و آن اسمى مبنى بر فتح است و معناى آن اين است كه « اللهم استجب لى » و بعضى گفتند : تشديد هم لغتى است اين غلطى ريشهدار است .
41 / 139 / 18 :
در مرآة گويد : زنده دل يعنى دلت حاضر باشد و ساهى و غافل نباش ، زيرا قلب غافل از ياد خدا و ادراك حق تعالى مرده است و قلب غافل ذاكر زنده است و از آيه
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ
آنكه مرده است و زندهاش كرديم . « و انك لا تسمع الموتى » تو مردگان را نمىتوانى بشنوانى مراد اين قلبهاست .
شماره 42 / ص 140 / سطر 12 :
مدح در موردى استعمال مىشود كه در شخص صفات نيكو ، خواه غريزى فطرى ، و خواه اختيارى باشد به همين خاطر مدح اعم از حمد است .
43 / 140 / 17 :
تمجيد ذكر بزرگى حق و توصيف به صفات نيكو را گويند .