ظن به خدا آن است جز از خدا به كسى اميدى نبندى و جز از گناهت نترسى .
شماره 34 ص 133 سطر 11 :
و فرمود : خداى تعالى رحمت را به صد جزء تقسيم كرد يك قسم را بين خلايق تقسيم كرد كه به واسطه همان يك جزء مرد فرزندش را دوست مىدارد و مادر به طفل خود عشق مىورزد ولى نود و نه جزء ديگر را باقى گذاشت كه خلايق را در روز قيامت به آن رحم مىكند .
شماره 35 ص 134 سطر 1 :
در مرآة مرحوم مجلسى فرمود : اگر چيزى از آينده در قلبت خطور كرد و بر قلبت غالب شد ، به آن انتظار و توقع گويند . و اگر مورد توقع مكروه و ناپسند باشد دردى در قلب ظاهر مىشود كه به آن ترس و اشفاق گفته مىشود . و اگر امر پسنديده و محبوب باشد از انتظار و ارتباط قلبى و خطور در دل لذتى و راحتى در دل مىآيد كه به اين راحتى رجا و اميد گفته مىشود ، ولى بايد اين اميد سببى داشته باشد پس اگر انتظارش به خاطر اين است كه اكثر اسباب آن شىء مورد نظر حاصل است به آن اميد صادق گويند . و اگر بدون آماده كردن اسباب و ناهماهنگى آنها اميدوار باشد نام غرور و حماقت بر اين اميد سزاوارتر است .
خوب است كه خوف و رجا در نفس كامل باشند و منافاتى بين آن دو نيست ، زيرا نگاه به وسعت رحمت خدا و بىنيازى و بخشش و لطف بر بندگان علت اميد مىشود و نگاه به شدت كار و گرفتن خدا و وعيدهاى وى به بندگان عاصى موجب ترس مىشود با آنكه علل ترس به نقص عبد و تقصير و بد عملى و قصور از رسيدن به مراتب قرب و وصال و فرو رفتن در موجبات خسارت و و بال باز مىگردد و اسباب رجاء به لطف خدا و رحمت و عفو و غفران و احسان فراوان وى بر مىگردد و هر كدام در بالاترين مدارج كمال واقعند ، پايان .
علت تساوى خوف و رجا آن است كه بسط فوق العاده باعث افتادن در جانب اباحهگرى مىگردد و ادب مع الله را از بين مىبرد و قبض و ترس فوق العاده انسان را نااميد كرده و وى را از فيض پروردگار محروم مىسازد ، ولى در مرض موت بسط اميد آثار فوق را ندارد و بسيار مطلوب است ، و محتضر را بايد اميدوار ساخت . شاهد آن حديث امام است : مخصوصا اين جمله كه فرمود :
ايشان شيعيان و مواليان ما نيستند ، زيرا دوستى به گفتار تنها نيست و اين دو از هم جدايى
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٣٣٣