تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
دعاست . صاحب وافى مىگويد : معناى درود خدا بر پيامبر ( ص ) بخشش انواع كرامت و نعمت‌هاى لطيف به وى مىباشد ، ولى درود ما و ملايكه بر آن حضرت درخواست و تضرع است و آن كرامت مىباشد و بيان رغبت و ميل مسلمان به افاضه رحمت بر آن حضرت مىباشد معناى صلوات درود بر رسول خدا كه در دنيا بزرگداشت آن حضرت مىباشد به اينكه كلمه « لا إله الا اللَّه » بلند گردد ، و شريعت آن حضرت رواج پيدا كند و مراد از درود بر پيامبر در آخرت آن است كه ثواب وى مضاعف گردد و درجه وى بلند شود . گفتند : نتيجه صلوات به خود مصلى بر مىگردد ، زيرا خداى تعالى اعلاى كلمه و علو درجه و رفع منزلت آن حضرت كرده است به طورى كه صلوات و دعايى در آن تاثير نمىكند و آن را بالاتر نمىبرد . عده‌اى قايل شدند كه مقصود از صلوات زيادتى كمال آن حضرت و نزديكى به خداست ، زيرا مراتب استحقاق نعمت‌هاى الهى بيكران است . مرحوم مجلسى مىفرمايد : اكثر علما مىگويند كه چون نفوس پاك ايشان به نهايت كمال رسيده و فعليت محضه شده است پيش از آن متصور نيست لذا نفع صلوات به خود ما مىرسد و ما مأمور به صلوات شديم تا آنكه دوستى و ولايت خودمان را نسبت به ايشان اظهار كنيم . بلكه خود همين ، ايجاد اخلاص و دوستى ماست و مقصود درخواست چيزى براى ايشان نيست ، اثر اين اظهار دوستى ، افاضه فيوضات و مواهب و عطاياى الهى است ، چنان كه اگر كسى محبوبى داشته باشد كه سخت وى را دوست داشته باشد به وى آنچه را كه ممكن بود عطا فرموده و اگر كسى حاجتى داشته باشد به وى آنچه را كه ممكن بود عطا فرموده و اگر كسى حاجتى داشته باشد با ثناى محبوب به او نزديك مىشود ، و آنگاه اگر چيزى بخواهد با اين اظهار دوستى مستحق عطا مىشود . سپس مرحوم مجلسى مىفرمايد : اين سخنى نادرست است اولا : صلوات باعث زيادى قرب و كمالات ايشان مىشود و دليلى وجود ندارد كه ايشان در اين بىنهايت درجات در حدى توقف كرده باشند و بالاتر از آن ممكن نباشد و بسيارى از اخبار بر خلاف آن دلالت دارند ، چنان كه در بسيارى از اخبار تفويض آمده است كه وقتى خداى سبحان بخواهد چيزى را بر امام عصر عليه السلام افاضه بفرمايند ابتدا بر رسول خدا ( ص ) افاضه مىكند آنگاه به على مرتضى ( ع ) مىرسد به جهت اينكه آخرين معصوم ( ع ) اعلم از اولين معصوم نباشد و همانطور كه بين ما و ائمه اطهار عليهم السلام درجاتى بىنهايت وجود دارد و هر چه كه به قرب و كمال حق برسيم به پايين‌ترين منازل آنها نمىرسيم بين ايشان و حق سبحان و حضرت ربّ درجاتى غير متناهى است كه هر چه با بالهاى رفعت و كمال به آن منازل قرب و جلال برسند ، باز آن درجات طى