يادداشتهاى باب سوم
شماره 26 ص 125 سطر 10 :
مراد از حلال و طيب ( پاكيزه ) چيست ؟
بدان كه مشهور بين فقها آن است كه حلال و طيب مترادفند ، يا آنكه حلال آن است كه شارع حلال كرده و منهى نيست و طيب و پاك آن غذايى است كه نفس خوشش مىآيد و از آن لذت مىبرد و گفتند : غذاى طيب به چند معنا اطلاق مىشود :
اول : لذت بخش ، دوّم : آنكه شارع حلال كرده ، سوم غذايى كه پاك است ، چهارم : غذايى كه مضر به نفس و بدن نيست . و غذاى خبيث يا ناپاك معانيش مقابل اين اقسام است .
شماره 27 ص 125 سطر 27 :
بحثى در غذاى حلال و حرام و شبههناك داير است كه در مرآة العقول چنين آمده است : « 1 » به اينكه بين اصحاب اختلاف است كه آيا بين حلال و حرام واسطهاى موجود است عدهاى گفتند :
بين آن دو واسطهاى نيست هر چه دليل ، بر حرمت آن دلالت كند حرام است و هر غذايى كه دليل ، بر آن دلالت بر تحرير نكند حلال است مگر آنكه نهى كراهتى به آن بخورد .
حلال و حرام تنها در ظاهر و شريعت معنى مىدهند [ و حلال حقيقى و حرام حقيقى معنا ندارد ] مثل طهارت و نجاست كه تابع ظاهر شريعت است پس هر چه را كه نجاستش معلوم نباشد طاهر است اگر چه در نزد شخصى كه به نجاست آن عالم است نجس باشد ، نجاست واقعى معنايى ندارد به همين خاطر پيامبر و ايمه عليهم السلام با منافقين معاشرت مىكردند و جز آنچه ظاهر شريعت حكم مىكند عمل نمىكردند .
عدهاى از علما گفتند كه بين حرام و حلال واسطه موجود است و آن شبهات است چنان كه در اخبار وارد شده است كه : « حلال بين و حرام بين و شبهات بين ذلك فمن ترك الشبهات نجا من المحرمات و من اخذ بالشبهات ارتكب المحرمات و هلك من حيث لا يعلم » : حلال روشن و حرام مشخص و شبهاتى كه بين حلال و حرام است هر كس از شبهات پرهيز كند از محرمات سالم مىماند و هر كس مرتكب شبهات شود داخل در محرمات مىشود و از راهى كه نمىداند هلاك مىشود .
هامش
( 1 ) مرآة العقول ، جلد 12 ، علامه مجلسى .