تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مؤمنش بيايد آن رحمت است كه خداى تعالى او را بسوى او سوق داد و باعثش شده ، اگر آن حاجت را برآورد رحمت را با قبول خود پذيرفت و اگر مىتوانست حاجتش را برآورد ولى رد كرد ، رحمتى را كه خداى براى او سوق داده و باعثش شده ، رد كرده است و رحمت براى شخص حاجتمند ، براى روز قيامت ذخيره مىشود ، و هر كس در نياز برادر مؤمنش حركت كند ولى با تمام تلاش خود دلسوزىاش نكند به خدا و رسول و مؤمنين خيانت كرده است و هر كدام از شيعيان كه برادرش از او كمك بخواهد و او قدرت بر كمك داشته است ولى كمك نكند خداى تعالى او را مبتلا به قضاى حاجت‌هاى دشمنان ما مىكند تا آنكه او را به آن عذاب كند . و هر كس مؤمن فقيرى را تحقير كند يا آنكه او را سبك شمارد يا به خاطر بىپولى و نادارى او را كوچك شمارد خداى تعالى در پيشگاه خلايق او را مشهور كند و حقيرش نمايد و پيوسته بر او خشمگين مىباشد و در نزد هر كس برادر مؤمنش غيبت شود و او كمك و ياريش كند خداى تعالى در دنيا و آخرت ياريش مىكند و هر كس او را يارى نكند و با آنكه قدرت داد از او دفاع نكند ، خداى تعالى او را وامىگذارد و در دنيا و آخرت تحقيرش مىكند .

[ مردى كه براى برادران مؤمن خود گوسفند مىكشت ]

حسين بن علاء روايت كرد گفت : با بيست و چند نفر به سوى مكه راه افتاديم من در هر منزلى گوسفندى مىكشتم وقتى خواستم بر امام صادق ( ع ) داخل شوم فرمود : واى بر تو اى حسين ! آيا مؤمنين را خوار مىكنى ؟ عرضه داشتم به خدا پناه مىبرم ، فرمود : خبر شدم كه در هر منزل براى آنها گوسفندى مىكشتى ؟ گفتم : مولاى من به خدا قسم ! من جز براى رضايت خداى تعالى گوسفند نكشتم . فرمود : آيا نديدى كه در بين ايشان عده‌اى بودند كه مىخواستند همانند تو رفتار كنند ولى قدرت بر آن كار را نداشتند و خويش را حقير شمردند ، عرضه داشتم : اى پسر رسول خدا استغفار مىجويم و ديگر تكرار نمىكنم . حضرت فرمود : امت من پيوسته بر خير هستند مادامى كه همديگر را دوست داشته باشند و امانت را به هم رد نمايند و زكات دهند و وقتى اين كارها را نكنند ، به قحطى و خشكسالى مبتلا شوند و به زودى زمانى بر امتم بيابد كه دلهايشان با همديگر بد مىشود ولى در ظاهر به خاطر دنيا با هم خوب هستند عملشان ريا كارى است . ترس از خدا ندارند اگر خداى تعالى بلاى عمومى بر ايشان نازل كند ، آنگاه دعاى غريق بخوانند خدا اجابت نكند . و از ابراهيم تيمى روايت شده است ، كه گفت : من در خانه خدا بودم ، امام صادق عليه السلام بر من تكيه داد و فرمود : اى ابراهيم !