تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
در خانهء او آمدى : مرد گفت من برادرى دارم كه مىخواهم زيارتش كنم گفت : آيا با همديگر فاميل هستيد يا آنكه حاجتى تو را به اينجا آورده است ؟ مىگويد : بين من و ايشان خويشى بهتر از اسلام نيست و حاجتى مرا به اينجا نياورده است ولى به خاطر خدا مىخواهم با او ملاقات كنم . فرشته گفت : من فرستاده خداى تعالى به سوى تو هستم . بشارت باد به تو كه خداى تعالى به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : مرا قصد كردى و با كارت ثواب مرا طلب كردى من بهشت را بر تو واجب مىكنم و از خشم من در امانى و از آتش پناهت دادم . از آن حضرت عليه السلام آمده است : نظر به عالم عبادت است و نظر به رهبر عادل عبادت است و نظر مهربانى و عطوفت به پدر و مادر عبادت است و نظر به برادر كه به خاطر خدا دوستش دارد عبادت است . و از آن حضرت آمده است خداى تعالى فرمود : بين دو مؤمن برادرى نيست جز آنكه به هر كدام از آن دو درجه‌اى داده است . و از آن حضرت آمده است : هر كس در راه خدا به برادرى منفعت رسانيد خداى تعالى خانه‌اى در بهشت براى او مىسازد و از آن حضرت آمده است : هر كس برادرش را اكرام كند خداى تعالى به او اكرام مىكند . آيا فكر مىكنيد جواب خدا در مقابل اكرام خدا چيست ؟ عمرو بن حريث ( شمر ) از جابر از پدرش از امام باقر ( ع ) نقل كرد : برادران مؤمن كه در راه خدا با هم برادر شدند ، در روز قيامت يكى در بهشت به درجه‌اى بالاتر مىرسد و شخص بالا رتبه به خدا عرضه مىدارد . پروردگارا ! او برادر و رفيقم مىباشد مرا به طاعت تو امر مىكرد و از معصيت تو باز مىداشت و مرا به اجر و پاداش تو ترغيب مىكرد پس بين من و او در اين درجه جمع نما ! خداى تعالى بين اين دو جمع مىكند . يكى از منافقين از ديگرى در درك پائين‌تر در جهنم قرار مىگيرد . منافق پايينتر مىگويد : پروردگارا فلانى مرا به معصيت تو امر مىكرد و از طاعت تو باز مىداشت و مرا بىرغبت به ثواب تو مىكرد و از ملاقات تو بر حذر نمىداشت ، بين من و او در اين درك جمع كن ! خداى تعالى بين ايشان جمع مىكند و اين آيه را قرائت فرمود :
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ
« 1 » : برادران در اين روز با همديگر دشمنند جز متقين . ابان بن تغلب از امام صادق عليه السلام نقل كرد : هر مؤمنى كه از برادر مؤمنش حاجتى بخواهد و او قدرت بر قضاء آن را داشته باشد ولى آن را رد كند ، خداى تعالى مارى را بر او بگمارد كه انگشتانش را بگزد . و از اسماعيل بن عمار روايت شده است گفت : من به امام صادق ( ع ) عرضه داشتم : آيا مؤمن رحمت الهى است فرمود بله : هر مؤمنى كه براى حاجتى پيش برادر
هامش
( 1 ) . 43 / زخرف ، 67 .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 157 | ابن فهد الحلي / نائيجى نورى