در كار ديگرى استفاده مىكنيم و آستين ديگر جامه را به حال خود مىگذاشت و مىفرمود : وقتى براى حسن ( ع ) و حسين ( ع ) در بازار چيزى خريدم در اين آستين مىريزم اگر عاقل با چشم روشن و فكر سالم نگاه كند در مىيابد كه اگر در دنيا و زيادت آن خيرى بود از دست اين زيركان كه خاصان حق و حجتهاى خدا بر همه مردم بودند در نمىرفت ، بلكه بر عكس ايشان از دنيا دورى مىجستند ، حتى امير المؤمنين فرمود : اى دنيا ! تو را سه طلاقه كردم كه در آن رجوعى نباشد .
رسول خدا ( ص ) فرمود : هيچ عبادتى به اندازه زهد در دنيا نيست . عيسى عليه السلام به حواريين فرمود : به پست دنيا قانع شويد با سلامت در دين ، چنان كه اهل دنيا به كم دين با سلامت دنيا قانع شدند ، و با دورى از ايشان دوستى خدا را بجوييد و خداى را با خشم ايشان راضى كنيد .
پرسيدند اى روح خدا ! با كه همنشينى كنيم فرمود : كسى كه ديدنش خداى را به يادتان آورد و سخنش بر علم شما بيافزايد و عملش شما را بر آخرت ترغيب كند .
فصل [ ( پاره 5 ) دوستى با فقرا و اينكه فقرا محور اديان بودند . ]
عاقل چگونه از دوستى با فقر و فقرا سرباز مىزند در حالى كه اوصيا و اوليا را در حال فقر مىبيند ، بلكه وظيفه خدمت به خدا و امتثال فرامين رسولان و اديان و زنده كردن دين و عزت بخشيدن به كلمات الله و يارى پيامبران و نشر دعوت ايشان از زمان حضرت آدم عليه السلام تا زمان پيامبرمان حضرت محمد ( ص ) تنها به واسطه فقرا و مسكينان بود . آيا حكايت خداى تعالى در كتاب بزرگش به زبان پيامبر كريمش را نشنيدى ؟ كه خداى تعالى در آن بيان كرد كه متصديان انكار اديان و انكار صانع ثروتمندان و مترفان و اشراف و متكبران بودند . خداى تعالى در مورد قوم نوح به آن هنگام كه او را سرزنش نمودند و از پيروانش عيبجويى كردند خبر داد كه ايشان در حالى كه در گفتارشان تبختر و تكبّر مىكردند : گفتند
أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ
« 1 » آيا به تو ايمان بياوريم در صورتى كه مردم پست از تو پيروى كردند
وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ
« 2 » و ما اصحاب تو را نديديم جز آنكه قبلا مردمانى پست بين ما بودند و به شعيب گفتند :
إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ
« 3 » ما تو را مردى ضعيف مىيابيم و اگر قبيله تو نبودند ما تو را سنگباران مىكرديم و تو پيش ما
هامش
( 1 ) . 26 / شعراء ، 111 .
( 2 ) . 11 / هود ، 27 .
( 3 ) . 11 / هود ، 93 .