همصحبتى برگزيد از لاغرى ، سبزى گياه از پوست شكمش پيدا بود و مطلوب او به آن هنگام كه به سايه پناه آورد و گفت :
رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ
« 1 » : پروردگارا ! من به خيرى كه برايم بفرستى نيازمندم . مقصود از خير جز نان براى خوردن چيز ديگرى نيست ، زيرا مدتها بود كه از علفهاى زمين مىخورد و از شدت لاغرى و آب شدن گوشت بدن پوست صفاق شكم ديده مىشد . روايت شده كه حضرت موسى روزى به خداى تعالى عرضه داشت :
پروردگارا ! من گرسنهام . خداى تعالى فرمود : من از گرسنگى تو آگاهم عرضه داشت : خدايا غذايم بده ! فرمود : تا بخواهم .
و از جمله وحى خداى تعالى كه به حضرت موسى فرمود اين است كه : اى موسى ! فقير كسى است كه بسان من كفيل نداشته باشد و مريض كسى است كه مثل من طبيب نداشته باشد و غريب كسى است كه به مثل من مؤنس و ياور نداشته باشد ( در روايتى دوست هم آمده ) اى موسى به پارهاى نان جو كه گرسنگى را بنشاند قانع شو و به پاره لباسى براى پوشاندن عورتت بسنده كن و بر مصيبتها صبر كن وقتى دنيا را روى آور ديدى بگو :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 2 » : عقوبتى دنيوى است كه خداى تعالى مىخواهد در دنيا انجام دهد . وقتى دنيا را رويگردان ديدى بگو خوشا به جامه صالحان ! اى موسى ! از آنچه كه به فرعون داديم تعجب مكن و آنچه كه او از آن بهره گرفت تنها شكوفه و زينت دنيا بود .
امّا عيسى عليه السلام ( 25 ) كه روح و كلمهء خدا بود مىفرمايد : دو دست من خادم من و پاهايم مركب من و بسترم زمين و بالشم سنگ و گرمابخش من در زمستان زمين آفتاب خورده و چراغم در شب ماه و خورشم گرسنگى ، پيراهن زيرينم ، ترس و لباسم ، پشم و ميوه و ريحان من ، علفهاى حيوانات و چهارپايان مىباشد ، در حالى كه چيزى با من نيست ، مىخوابم و صبحگاه را با بىچيزى شروع مىكنم ، و هيچ كس بر روى زمين از من ثروتمندتر نيست .
و اما حضرت نوح عليه السلام : با آنكه پير پيامبران است و در دنيا عمر طولانى يافت . و در بعضى روايات آمده است كه ان حضرت دو هزار و پانصد سال عمر يافت ، از دنيا رحلت كرد بدون آنكه خانهاى بنا كند و وقتى صبح كرد مىفرمود : شب نمىكنم وقتى شب مىكرد مىفرمود : صبح نمىكنم . و پيامبر ما همچنين بود ، در حالى از دنيا در گذشت كه آجر بر آجر نگذاشته بود . و مردى
هامش
( 1 ) . 28 / قصص ، 24 .
( 2 ) . 2 / بقره ، 156 .