اضمار ، و مبتدا « 1 » و خبر و ساير مطالبى از اين قبيل كه از كنه مباحث علم نحو است .
رازى معتقد است كه بلاغت قرآن در اسلوب ، و معانى ، و الفاظ ، و اشتمال آن بر انواع بديعى است .
- 10 -
از آنچه گذشت ، مىبينيم كه بلاغت و بديع قرآن ، به دست مفسّران و اديبان از يك بررسى لغوى ، به يك بحث بلاغى ، در حالى كه منحصر به ظهور الفاظ ، و سلامت تركيب بود ، تحوّل يافت .
سپس از بلاغت قرآن ، مفهوم نظم كلام ، و اسلوب ، و معانى ، و اثر آن در نفوس ، در نظر گرفته شد .
همچنانكه نگارندگان كتابهاى بلاغت قرآن ، بيان برخى انواع بديعى قرآن ، و استشهاد به آيات قرآن را ، براى آن انواع ، فرونگذاشتهاند ، و منظور دانشپژوهان از آنچه گذشت ، آشكار ساختن اعجاز قرآن بود .
و زمانى كه اين بررسى به بديع القرآن ابن ابى الاصبع برسد ، در بحثهاى بعدى درخواهيم يافت كه وى از دانشمندانى است كه در بررسى خود بر اين نكته ، تكيه دارد كه بلاغت قرآن به الفاظ ، و اسلوب ، و تراكيب ، و اثر آن در نفوس است ؛ بلكه وى مىافزايد كه قرآن با تراكيب بديعى كه عرب ، و سخنگويان به زبان عربى مىشناسند ، بلاغت دارد ، وى همه انواع بديعى كه تا عصر وى شناخته شده ، و انواع بديع جديدى كه خودش آشكار ساخته بود ، در كتابش « تحرير التحبير » گرد آورد ، و براى آن انواع از آيات قرآن مثال آورد ، و آن آيات را بر وجود بلاغى و انواع بديعى حمل كرد ؛ درحالىكه وى ، در بررسى اين انواع ، سلامت نظم ، و اسلوب قرآن ، و بلاغت معانى و فصاحت الفاظش را بيان نمود ، پس هيچكس از دانشمندان پيش از ابن ابى الاصبع ، خدمتى كه او انجام داد ، انجام نداد . خدمت وى در راه نگارش كتابى بود كه در آن انواع بلاغت و بديع قرآن بازشناخته شود تا به اين وسيله ، استخراج اعجاز ، و تفهيم روشهاى اطناب و ايجاز آن آسان گردد .
بنابراين وى در اين بررسى منحصربهفرد است ؛ هرچند برخى از پيشينيانش ، مانند ابو هلال عسكرى و رمّانى ، در منطبق ساختن بعضى از اين انواع بديعى ، بر آيات قرآن ، بر او پيشى جستهاند ، جز اينكه كار آنان بر روش حصر اين انواع ( بيان همه آن انواع ) و يا در رابطه خاصّى با بررسى بلاغت قرآن نبوده است .
هامش
( 1 ) - همان مرجع ص 157 .