تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
و آنچه نزد صحرانشينان بليغ است ، نزد شهرنشينان بليغ نيست . عبد القاهر ، براستى پيشواى محقّقان بلاغت قرآن شمرده مىشود ؛ زيرا وى متفكّرى محسوب مىگردد كه شيوهء تفكّرش قابل انعطاف است ، زيرا وى بلاغت قرآن را موضوعى مىداند كه همه مردم به طور مساوى درك نمىكنند . جز اينكه من فروگذاردنش آهنگ الفاظ قرآن و فصاحت آنها را به صورت تنها و در حالت تركيب ، بر او عيب مىگيرم ، و براى او در آن باره عذر مىطلبم زيرا نظريّه الفاظ و بلاغت آنها ضدّ نظريّه معانى ، اعلان جنگ داده است ، و از آن رو ، جرجانى را مىبينيم كه خويشتن را براى يارى رساندن به معانى و بيان ارزش آنها در نظم كلام آماده مىسازد .

- 9 -

آنگاه دانشمند ديگرى را مىبينيم كه در كتابى كه نگاشته ، و در آن تحت تأثير دانشمندان پيش از خود قرار گرفته ، از بلاغت قرآن سخن مىگويد ، و بالاتر آنكه در آن كتاب ، خلاصه گفتار عبد القاهر جرجانى را در كتاب « دلائل الاعجاز » و « اسرار البلاغه » گرد آورده است . آن دانشمند ، امام فخر الدين محمّد بن عمر رازى ( متوفّى به سال 606 ه ) است ، كه آن مطالب را در كتاب « نهاية الايجاز فى دراية الاعجاز » آورده است . در حقيقت هدف رازى از اين كار ، كشف فنون بلاغى در قرآن ، و اندازه تأثير آن در اعجاز قرآن براى بشر است . وى معتقد است كه اعجاز و بلاغت قرآن مربوط به فصاحتى است كه نظم قرآن ، و صورتهاى بديعيش دارد ، و راجع به آغازها و فرجامهاى آياتى است كه ايشان را مرعوب و مجذوب ساخته ، و در بيان هر مثل ، و در سياق هر خبر ، و در شكل هر موعظه است . او بر عاقل ، لازم شمرده كه از حقيقت ، و چندوچون اين امتيازات و بدايع بحث كند ، و اين كار جز با نماياندن حقيقت هريك از مجاز و حقيقت ، و استعاره ، و تشبيه ، و تمثيل و حقيقت نظم ، و تقديم ، و تأخير ، و ايجاز و حذف ، و وصل و فصل ، و ديگر وجوه محاسن معتبر در نظم و نثر ممكن نيست « 1 » . سپس وى با كشف و تحقيق ، به توضيح انواع بديعى كه به آن اشاره نموده ، پرداخته است ، و شايد او ، مانند استادش عبد القاهر معتقد است كه علم نحو به معناى فراگيرش ، شامل علوم بلاغت نيز مىشود ، زيرا وى از چيزهايى سخن گفته مانند : عطف « 2 » ، و حال « 3 » ، و تميز ، و حذف « 4 » ، و
هامش
( 1 ) - نگاه كن به : نهاية الايجاز فى دراية الاعجاز ص 6 - 7 ، و تفسير او ، مجلّد اول ص 225 ، چاپ مصر ، سال 1307 ه . ( 2 ) - نهاية الايجاز فى دراية الاعجاز ص 132 . ( 3 ) - همان مرجع ص 137 . ( 4 ) - همان مرجع ص 139 .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 57 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري