برخى از انواع مرض ، شخص مريض را در وقت ، ابتلا بسترى ، و بعضى از انواع آن مريض را زمينگير مىكند ، و برخى ديگر ، درحالىكه مريض ايستاده به سراغش مىآيد درحالىكه به سختى هيچيك از دو حالت قبلى نمىرسد ؛ بنابراين دعا يا نماز در نخستين لحظه عروض بيمارى انجام مىپذيرد ؛ كه سختى و بىتابى در همان لحظه اول عروض بيمارى است . از اين گذشته ، تقسيم حالات مرض مقتضى شمارش ( تقسيم ) مبتلايان است ، پس به منظور تحقق صدق خبر ، عدول از « واو » لازم شد ، با وجودى كه كلام آيه با استعمال « او » به وصف « ائتلاف « 2 » » « حسن نسق « 2 » » و « حسن بيان « 2 » » متّصف است ، و تقديم نام كسى كه بيمارى از پايش درآورده ، به آن جهت است كه بيماريش سختتر ، و بىتابيش بيشتر ، و تقديم نام او مهمتر است ، و وقتى تقديم نام مريض ازپادرآمده واجب شد ، حسن ترتيب ايجاب مىكند ، دنبال او نام مريض نشسته ( بسترى ) و آنگاه مريض ايستاده ( سرپايى ) بيايد ؛ پس در تركيب كلام ، حسن ترتيب ، همراه با ائتلاف ، و حسن نسق ، و حسن بيان ، و صحّت تقسيم ، تحقّق يافته است .
و نيز از باب صحّت تقسيم است قول خداى تعالى :
« يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً »
« 1 »
زيرا خداى - سبحانه - بندهاش را يا به بخشيدن فرزند دختر ، يا به بخشيدن فرزند پسر اختصاص مىدهد ، يا اينكه پسر و دختر را با هم به او مىبخشد ، يا اصلا فرزندى به او نمىبخشد ، بنابراين صحّت تقسيم به ترتيبى كه بلاغت ايجاب مىكند ، تحقق يافته ، و آن انتقال در نظم كلام از پايينتر به بالاتر است ؛ زيرا خداوند ؛ بخشش دختر را مقدم داشته ، و از آن به بخشش فرزند پسر ، و آنگاه به بخشش هر دو ، انتقال يافته است . و همه اقسام بخشش به لفظ « هبة » آمده ، و از آن جهت ، بيان محروميّت از فرزند را به تأخير اختصاص داده كه بخشش او بر بندگانش مهمتر ، و تقديم امر مهمتر در هر كلام بليغى واجب « 2 » است ، و اين آيه به منظور بيان اهميّت نعمتها آمده است ، و به آن جهت سخن از حرمان به ميان آورد كه مراحل مدح با بيان قدرت بر « منع » همانند قدرت بر عطا كامل شود ؛ و در نتيجه دانسته شود كه بخشش او را بازدارندهاى و آنچه او بازداشته ، بخشندهاى نيست . و خداوند در سخن از « حرمان » « و يجعل » گفته ، و از لفظ « حرمان » و « منع » ، به لفظى كه مرادف و تابع آن مىباشد عدول نموده [ تا الفاظ هماهنگ با معانى باشد « 3 » ] همانطوركه گفته
هامش
( 2 ) « ائتلاف اللفظ مع المعنى » باب بيستم از ابواب همين كتاب است ، و نيز « حسن النسق و حسن البيان » به ترتيب باب شصتم و باب هفتادم اين كتاب است .
( 1 ) - سورة الشورى ؛ 42 ، آيه 49 - 50 .
( 3 ) ترجمه ميان دو قلّاب ، ترجمه عبارت « تحرير » ( همين باب ، ص 175 ) است ؛ متن عبارت چنين است : « لتأتى الالفاظ