و از مثلهاى عرب در مورد مردم دورانديش گفتار آنهاست : « جذيلها المحكّك و عذيقها المرجّب « 30 » » و مقصودشان از « عذق » آن شاخهاى است كه بر شاخه ديگر سوار است ، و شاخه زيرين قطع مىشود و كمان آن تكيهگاه شاخه بالا قرار مىگيرد .
« الرّجبة » سكويى است كه زير درخت نخل بنا مىشود ، و هرگاه نخل خم شود بر آن تكيه مىكند . شاعر گفته است : [ از بحر طويل ]
753 ليست بسنهاء و لا رجبيّة * و لكن عرايا فى السنين الجوائح
« 31 » و بتحقيق قامت مردان را به نخل تشبيه كردهاند ؛ چنان كه مليحة الجرمى « 32 » در ياد از مردى گفته است : [ از بحر طويل ]
754 كانّ زرور القبطريّة علّقت * علائقها منه بجذع مقوّم
« 33 » و مانند آن تشبيه است گفتار عنتره : [ از بحر كامل ]
755 بطل كأنّ ثيابه فى سرحة * يحذى نعال السّبت ليس بتوأم
« 34 » و از جمله معانيى كه داخل در اين باب مىباشد ، گفتار طرفه است : [ از بحر رمل ]
756 ولى الاصل الّذى فى مثله * يصلح الآبر زرع المؤتبر
« 35 » « آبر » كسى است كه نخل را پايش و شاخههايش را سبك مىكند ؛ رجزسرا
هامش
( 30 ) - در لسان العرب ، ريشه « جذل » آمده است : « و از آن است گفتار سعيد بن عطارد - و گفته شده گفتار حباب بن منذر است - أنا جذيلها المحكّك و . . . » .
( 31 ) - آن بيت از سويداء بن صامت است كه در آن نخلى را وصف مىكند لسان العرب « رجب » .
( 32 ) - وى از طيّئ است ، و مرزبانى در معجم الشعراء ، ص 444 از وى نام برده است .
( 33 ) - جذع مشذّب ، نيز روايت شده ، و ليكن روايت متن با روايت ديوان الحماسة ، ج 4 ، ص 1749 مطابق است .
( 34 ) - آن بيت از معلّقه اوست ، ( ديوان او ، ص 127 و شرح المعلّقات السبع ، ص 192 )
( 35 ) - ديوان طرفه ، ص 77 ملاحظه شود .