ابو حاتم گفته است : « يكى از امتيازات نخل آن است كه خداى - تعالى - آن را در سرزمينهاى كفر قرار نداده ، و چيزى از آن جز در سرزمين اسلام يا آن جايى كه اسلام به آن رسيده ، وجود ندارد » .
و از جمله مطالبى كه از دستخط مرزبانى نقل كردهام اين است كه قيصر به عمر بن الخطّاب نامه نوشت به اين شرح كه : « فرستادگانم به من خبر دادهاند كه در سمت شما ( سرزمين شما « 12 » ) درختى است كه همانند گوشهاى الاغ « 13 » مىرويد ، و آنگاه از ( شكوفهاى ) همانند مرواريد به رشته در آمده ، در ميان شاخههايى همانند نقره شكفته مىشود ، و ايشان ( مردم ) با داشتن بوى و مزه خوش از آن بهره مىگيرند ، و آنگاه همانند زمرد سبز ، در ميان شاخههاى طلايى مىگردد ، در آن حالت ( نيز ) از آن بهرهمند مىشوند ، آنگاه مانند ياقوت ، سرخ و زرد مىشود ، آنگاه رسيده ، همچون پالوده مىگردد ، پس آن ميوه نگهدارنده مقيم و توشهء مسافر است ، و اگر فرستادگانم راست گويند ، آن درخت ، درختى از بهشت است » .
عمر او را جواب داد : « آن درخت ، درخت خرماست كه خدا براى مريم رويانيد آن هنگام كه عيسى از او متولّد شد ، پس از خداى بترس ، و جز خدا را خدا قرار مده ( إنّ مثل عيسى عند اللّه كمثل آدم خلقه من تراب ) . « 14 » » ذكوان العجلى در حالى كه نخل را وصف مىكند گفته است : [ از بحر طويل ]
264 ترى الباسقات العمّ منها كانّها * ظعائن مضروب عليها قبابها
265 تدرّ اذا ما الشول لم يرج درّها * و امست من الألبان صفرا و طابها
هامش
( 12 ) - در نسخه اصل ( متن ترجمه فوق ) قبلكم است ، امّا در نهاية الأرب ، ج 11 ، ص 120 « بارضك » ضبط شده كه ترجمه آن ميان دو كمان قرار گرفت .
( 13 ) - در نسخه اصل « الحمير » ضبط شده و در نهاية الأرب الحمر نقل شده ، و آن جمع حمير و به معناى خران است .
( 14 ) - سورة آل عمران ( 3 ) آيهء 59 ، و آن داستان در نهاية الارب ، ج 11 ، ص 120 ملاحظه شود .