تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الحكمة — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بحيث يكون لكلٍّ منهما من العمل ما يقاوم به عمل الآخر ، فتعلم أيُّهما أفضل عنداللَّه ، ولذا قيل : صورة الاختلاف في فقير ليس بحريص ، وغنيٍّ ليس بمُمسِك ؛ إذ لا يخفى أنَّ الفقير القانع أفضل من الغنيِّ البخيل ، وأنّ الغنيَّ المُنفِق أفضل من الفقير الحريص ، قالَ : وكلُّ ما يراد لغيره ولايراد لعينه ينبغي أن يضاف إلى مقصوده فيه ليظهر فضله ، فالمال ليس محذوراً لعينه ، بل لكونه قد يعوق عن اللَّه ، وكذا العكس ، فكم من غنيٍّ لم يشغله غناه عن اللَّه ، وكم من فقير شغله فقره عن اللَّه . إلى أن قال : وإن أخذت بالأكثر فالفقير عن الخطر أبعد ، لأنَّ فتنة الغنى أشدُّ من فتنة الفقر . وقال بعضهم : كلام الناس في أصل المسألة يختلف ، فمنهم من فضَّل الفقر ، ومنهم من فضَّل الغنى ، ومنهم من فضَّل الكفاف ، وكلُّ ذلك خارج عن محلِّ الخلاف أيُّ الحالين أفضل عند اللَّه للعبد حتّى يتكسَّب ذلك ويتخلَّق به ، هل التقلُّل من المال أفضل ليتفرَّغ قلبه عن
شرح
صالح وشايسته‌اى كه انجام مىدهند يكسان باشند ، در آن صورت كدام يك نزد خدا منزلت بيشتر وبرترى دارند ؟ به همين دليل گفته شده است كه صورت مسأله دربارهء فقير غير حريص وثروتمند غير بخيل است . چه ، روشن است كه فقيرِ قانع از توانگرِ بخيل برتر وبرعكس ، توانگرِ بخشنده از فقير حريص برتر است . اين عالِم مىگويد : هر چيزى كه وسيله براي چيز ديگرى باشد ومقصود با لذّات نباشد ، براي آن كه فضيلت وبرتريش معلوم شود ، بايد آن را با هدفى كه از آن دنبال مىشود در نظر گرفت . بنابراين ، مال وثروت به خودى خود مذموم وبر حذر داشته شده نيست ، بلكه اگر مانع انسان از خدا شود نكوهيده‌است . عكس آن‌نيز صادق است . پس چه بساتوانگرى كه مال وثروتش أو را از خدا باز نداشته واى بسا فقيرى كه تهيدستى وفقرش أو را از خدا غافل كرده وباز داشته است . أو مىگويد : البتة اگر جنبهء أكثر وغالب را در نظر بگيريم ، شخص فقير از خطر دورتر است ؛ زيرا فتنه وخطرِ ثروت ، بدتر از خطرِ فقر است . يكى ديگر از علما گفته است : علما در أصل اين مسأله اختلاف كرده‌اند ؛ بعضي فقر را ترجيح داده‌اند ، برخى توانگرى وثروت را وبرخى هم مقدار كفاف را . همهء اينها خارج از محل اختلاف است وآن اين است كه كدام حالت براي بنده ، نزد خدا بهتر وبرتر است ، تا آن وضع وحال را كسب كند ودر پيش گيرد . آيا كم داشتنِ مال وثروت بهتر است ، تا دلش را از عوامل باز دارنده از ياد خدا فارغ گرداند ولذّتِ مناجاة را بچشد وغرق در كسب مال