* سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ »
« 1 » ، وقوله تعالى :
« يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ »
« 2 » ، وقوله تعالى :
« ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ »
« 3 » ، وقوله :
« إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً »
« 4 » . . . إلى غير ذلك من الآيات .
ولَعَمري لو لم يكن في كتاب اللَّه تعالى إلّا قوله :
« لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »
« 5 » لكان فيه كفاية ؛ إذ الغفلة لا تكون إلّاعن معلوم حاضر ، وكشف الغطاء لا يستقيم إلّا عن مغطّى موجود ، فلو لم يكن ما يشاهده الإنسان يوم القيامة موجوداً حاضراً من قبل لَما كان يصحّ أن يقال للإنسان : إنّ هذه أمور كانت مغفولة لك مستورة عنك ، فهي اليوم مكشوف عنها الغطاء ، مُزالة منها الغفلة .
ولَعَمري إنّك لو سألت نفسك أن تهديك إلى بيانٍ يفي بهذه المعاني حقيقةً
شرح
كه هر كس آنچه را ، از خوب وبد ، عمل كرده است حاضر مىبيند » وآيهء « آنان جز آتش در شكمهاى خويش فرو نبرند » وآيهء « جز اين نيست كه آتش در شكم خود فرو مىبرند » . . . وآيات ديگرى از اين قبيل .
به جانم قسم كه اگر در كتاب خداوند متعال جز همين آية نبود : « هر آينه تو از اين [ حال ] سخت غافل بودى ولى ما پردهات را [ از جلوى چشمانت ] برداشتيم وديدهات امروز تيز است » ، براي اثبات مطلب مورد نظر ، [ حيات نوع سوم ] كافى بود ؛ زيرا غفلت در جايى به كار مىرود كه چيزى موجود وحاضر باشد وبه آن توجه نشده باشد ونيز « برداشتن پرده » در موردى اطلاق مىشود كه موجود پوشيده ودر پس پردهاى وجود داشته باشد ؛ بنابراين ، اگر آنچه را كه انسان روز قيامت مشاهده مىكند ، از قبل موجود وحاضر نباشد ، درست نيست كه گفته شود : اين چيزها از تو پوشيده ودر پرده بوده ومورد غفلت تو بوده است وامروز پرده از روى آنها برداشته مىشود وغفلت از آنها برطرف مىگردد .
به جانم قسم كه اگر از وجدان خودت بخواهى بيانى را به تو نشان دهد كه اين معاني را به طور حقيقي ونه مجاز بازگو كند ، جز همين بيانات واوصافى را كه قرآن كريم آورده است ، چيزى به تو نشان
هامش
( 1 ) . العلق : 17 ، 18 .
( 2 ) . آل عمران : 30 .
( 3 ) . البقرة : 174 .
( 4 ) . النساء : 10 .
( 5 ) . ق : 22 .