تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
اين شهر در عهد سلاطين صفويه اگر بر قول مسافرين فرنگستان كه درين اوقات به اين بلد رفته‌اند بتوان اعتماد كرد ، از ششصد تا هفتصد هزار مىرسيده است . در سنهء هزار و هشتصد عيسوى كه محرر اوراق به ايران رفت به صد هزار تخمين شده بود و ، حال قريب دويست هزار قلمداد شده است . اين صورت به سبب نيكويى ادارهء ملكى است كه سبب شد تا سكنهء سابق شهر كه از تطاول ظلم و طغيان به قرى و قصبات كوهستان پناه برده بودند ، دوباره به اوطان اصلى خود مراجعت كردند . در ايران چنانچه در ساير بلاد آسيا ، فرزند نرينه بيش‌از جميع نعماى حيات مطمح نظر است ، حتى در ادانى طبقات ناس ، دختر نيز اگرچه مانند پسر مطلوب نيست ، اما نميتوان گفت كه بار خاطر است ، زيرا در ملكى كه زندگى مجرد « 1 » بر كسى معلوم نيست ، و حتى فقيرترين مردم گاهى از باب ماكول و مشروب تنگى نكشيده است . اطفال بار بر پدر و مادر نمىشوند . همچنين بايد ملاحظه شود كه ، در جميع بلاد اسلام ، خيرات و مبرّات به نوعى در دين حكم شده است ، كه مبلغى اموال اغنيا هميشه صرف فقرا مىشود . ثمرهء اين عمل ازدياد جمعيت است ، زيرا كه محقق است كه ازدياد خلق بسته به اسباب معيشت است . و همچنين مهاجرت اهالى ايران به خواهش خود بدون عايق و مانعى به بلاد ديگر نيز يكى از اسباب ، اگرچه از اسباب ضعيفهء ازدياد است ، زيرا كه رافع يكى از موانع آن است . شايد جمعيت اين ملك از زمان فتنهء افغان خيلى كم شده باشد ، اما شك نيست كه از بيست سال قبل تا به حال زياد شده است . و درين وقت مىتوان گفت كه ، خيلى روى در ترقى است . لاكن اين صورت فقط شامل حال مسلمين است . يهود كه در معرض استخفاف و استحقارند ، بسيار كم شده‌اند . فارسيان كه عرضهء ظلم و سخطاند و ، فقط يكى از محلات يزد به جهت سكناى ايشان مقرر شده است ، به چهار هزار خانوار شايد زياده تخمين شده باشد .
هامش
( 1 ) - زندگى مجرد يعنى عزب ماندن ( ح ) .