طلا و نقرهء ايران از بلاد ديگر بوده است .
طور غريبى است كه در ملتى كه سكه زدن را يكى از مخصوصات بزرگ پادشاه خود مىدانند ، بيشتر پول رايج ملكشان سكهء ممالك ديگر است .
از آنجمله است قروش عثمانى و ريال و غير ذلك .
از جواهر قيمتى غيراز فيروزه كه از كوهستان قريب به نيشابور مىآورند ، چيزى در اين مملكت يافت نمىشود . و در بسيارى از جاهاى خليج فارس ، خصوص نزديك بحرين مرواريد حاصل مىشود ، لاكن غالب اين است كه نمىتوان گفت كه ، هيچيك از اينها متعلق به ايران است ، زيرا كه اگرچه سلاطين ايران هميشه اين دريا را داخل ملك خود دانستهاند ، اما هرگز استعداد دريائى كه بتوانند به احكام اعراب كه در سواحل بودهاند مكافحه « 1 » كنند نداشتهاند .
از نيكوترين و بافايدهترين حيوانات اهلى ايران شتر و استر و اسب است .
فيل را نمىتوان گفت كه از جانوران اهلى اين ملك است زيرا كه در همهء مملكت بجز سه يا چهار كه به جهت پادشاه به هديه فرستاده شده است نيست . اگرچه احتمال اين نمىرود كه گاهى فيل از جانوران خود ايران محسوب بوده است ، لاكن شك نيست كه هم از ازمنهء بسيار قديمه اهالى ايران اين جانور را داشته و در جنگها به كار مىبردهاند و . از تصاوير و تماثيل طاق بستان كه بلاريب در عهد بهرام چهارم ساخته شده است ، مىتوان دانست كه ، در حوزهء حشمت و تجمل سلسلهء سلاطين ساسانيه بسيار بودهاند .
گاو فقط به جهت زراعت در ايران به كار مىرود و بسيار نيست . و همچنين در عظم جثه و حسن تركيب نيز امتيازى ندارد ، به سبب اينكه در ملكى كه نه رودى كه قابل مرور و عبور سفاين باشد دارد و ، نه گارى چرخ به كار است ، بالطبع مردم به جانورانى كه در ايام صلح مايهء ازدياد رفاه و مخالطت و ، در جنگ باعث فتح و فيروزى مىشوند اعتنائى ندارد .
هامش
( 1 ) - مكافحه بالضم ، با كسى روبرو جنگ كردن ( ح ) .