بر خوبى آبوهواى ملك ايشان است . و شايد كه هيچ ملتى نباشد كه ضعيف و بدصورت كمتر از ايرانى داشته باشد .
خاك ايران ، از صحراهاى باير و ريگزار سواحل خليج عجم گرفته تا سواحل حاصلخيز بحر خزر ، به مراتب متفاوت است . لاكن غالبا در هرجا آب به جهت زراعت ضرور است . و بيشتر به همين سبب بوده است كه ، تاختوتازهاى مكرر كه در اين ملك شده است ، سبب نقصان حاصل و لاجرم سبب نقصان جمعيت شده است ؛ زيرا كه خرابى قناتى چند كه به زحمات و مخارج زياد مىساختند ، درهء خرم را بيابان بىآبوعلف و ، باغ ارم را نمونهء قاع صفصف كرده است .
بسيار كم ملكى است كه نباتاتش بهتر و انواع آن بيشتر از ايران باشد .
باغهاى اين مملكت با هر باغى كه از آن بهتر در عالم نيست برابرى مىكند . و از آنچه ملاحظه شده است ، معلوم مىشود كه ، اگر اين ملك در تحت حكومتى قايم و به عدل و انصاف باشد ، تا چه پايه آبادى و معمورى آن ترقى خواهد كرد .
بعضى از نيكوتر و وسيعترين صحارى آن ، كه تا هنوز بقاياى شهرها و قرى در جميع اطراف آن نمايان است ، به ايليات صحرانشين بيابانگرد واگذار شده است كه گله و رمهء خود را مىچرانند . و در مسافت صد ميل راه كه در ايام سلف زير زراعت بوده است ، حال فقط قطعات زراعت ديده مىشود ، به قدرى كه ، نان قبيله و قصيل « 1 » ساليانهء اسبان ايشان را بدهد .
معادن نفيسه در ايران فراوان نيست ، بلى آهن و سرب در بسيارى از اطراف اين ملك يافت مىشود . اهالى ايران مدعى آنند كه ، معادن طلا و نقره هردو درين مملكت يافت مىشود ، لاكن هرگز فايدهاى بر اين معادن مترتب نشده است .
مسموع افتاد كه معدن طلائى در فارس و معدن نقرهاى در آذربايجان پيدا شد ، اما بهقدرى يافت نمىشد كه معادل با خرج بيرون آوردن آن باشد و ، لهذا هميشه
هامش
( 1 ) - قصيل بالفتح ، جونو برآمده و نارسيده و ، به پارسى خويد نامند ( ح ) .