قصد لشكر كشيدن به گرجستان نمود ، عزم كرد كه به سرعت حركت ، راه مدد روسيه را بر هراكليوس ببندد ، لهذا بعد از آنكه از فتح كرمان مراجعت كرد ، حكم كرد تا امراى لشكر با جميع سپاه در اول بهار سال آينده در نواحى تهران اجتماع كنند .
مورخ تاريخ قاجار گويد كه : قريب شصت هزار مرد برحسب فرمان جمع شدند ، و پنجاه و سه روز بعد از نوروز ، آقا محمد خان از طهران در حركت آمد و ، تا روز كوچ كسى را از منزل مقصود خبر نبود . آقا محمد خان لشكر را بر سه قسمت كرد : يك قسمت از طرف دست راست به جانب مغان و شيروان و داغستان فرستاد .
افواج ميسره حسب الحكم به جانب ايروان كه پايتخت بلاد ارمنيه است راهى شدند . و خود بر سر سپاه قلب راه قلعهء شوشى كه يكى از قلاع معتبرهء قراباغ است پيش گرفت . ضلعهء قراباغ در ساحل دست چپ رود ارس واقع است . سليمان خان پيش از وقت مأمور شد كه رفته و براى عبور لشكر بر رود مزبور پل ببندد و چنانچه تا وقت ورود آقا محمد خان تيار بود و ، سپاهيان از آن گذشتند . لشكر ميمنه كه از بلادى كه قريب درياى خزر است گذر كردند ، منازع و مقاومى نيافتند .
امراى آن صفحات يا سلسلهجنبان وفاق گشتند ، يا تكاورانگيز اباق « 1 » . لاكن خوانين ايروان و شوشى هراكليوس را سرمشق خود ساخته ، پيشانى مخالفت سخت كردند .
و چون خود هراكليوس را فرمان رفت تا به دربار شاهى حاضر شود ، گفت : من پادشاهى جز ملكهء روس نمىشناسم .
لشكر آقا محمد خان غالبا همه سواره بودند ، و با اين لشكر ، فتح ايروان يا شيشه متصور نمىشد ، لهذا ديد كه مصلحت در آن است كه به اظهار اطاعت حكام ولايات مزبوره راضى شده به امور ديگر پردازد . پس فوجى قوى از لشكريان برگماشت تا مراقب حركات ايشان باشند . و در حقيقت ايشان را بهطور محاصره نگاهدارى كنند و ، خود متوجه تفليس كه دار الملك گرجستان است شد . قبل از اين حكم داده بود كه سپاه ميسره و قلب به يكديگر پيوندند . و در گنجه عساكر
هامش
( 1 ) - اباق بالكسر ، گريختن و فرار كردن بنده از مالك خود ( ش ) .