تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
اختلالى كه بعد از فوت نادرشاه عارض حال ايران و ايرانيان گشت ، كترين ملكهء روس را كه جانشين پطر بود به طمع انداخت . و لهذا قبول كرد كه هراكليوس و مملكت او را حمايت كند . و عهدنامه‌اى مشعر برين مطلب فيما بين ردوبدل شد ، كه والى گرجستان از جانب خود و ورثهء خود قبول كرد كه از متابعت دولت ايران خلع و به حمايت ملكهء روس و جانشينان او نقل نمايد . و كترين از جانب خود و ورثهء خود متقبل شد كه ، والى گرجستان و رعاياى او را حمايت كند . و مخصوصا در آن عهدنامه ذكر شد كه ملكهء روس نه‌تنها آنچه به نقد در تصرف والى گرجستان است حمايت كند ، بلكه ممالكى كه بعد ازين در قسمت او افتد هم در تحت حمايت روس باشد . ازين عبارت و كارى كه در همين سال دولت روس خواست بكند ، يعنى بندوبست كارخانهء تجارت در نزديكى شهر اشرف در مازندران ، معلوم مىشود كه كترين به‌غيراز معاهدهء با هراكليوس ، خيالات ديگر نيز داشت . مورخ سلسلهء قاجاريه حكايت مىكند كه : در سنهء هزار و هفتصد و هشتاد و سه عيسوى ، يكى از امراى روس با چند كشتى مسلح قريب اشرف رسيده اذن خواست كه در آنجا كارخانهء تجارتى بنا كند ، لاكن كسانى كه همراه او بودند ، چنان گران مىخريدند و ارزان مىفروختند ، كه آشكار بود مقصود ايشان تجارت نبود . لهذا آقا محمد خان گمان بد برده حكم كرد تا ايشان را حبس كنند . پس ايشان را دعوت كرده شراب زيادى به ايشان خورانيده همه را گرفتند و به حضور پادشاه بردند . پادشاه معاذيرا ايشان را پذيرفته و خلعت داده مرخص نمود و گفت : تا از خيالات فاسد برحذر باشند . بالجمله ، اگر فى الحقيقه ملكهء روس خيال ديگرى هم داشت ، بايد حوادثى روى داده باشد كه مانع اجراى مقاصد وى شده باشد ؛ زيرا كه بناى كارخانه در مازندران موقوف شد ، و فوجى هم كه به مدد والى گرجستان فرستاده شده بود ، بعد از چهار سال در وقتى كه به محاصرهء گنجه اشتغال داشتند ، به يك ناگاه حكم به مراجعت ايشان رسيد و ، بدين جهت محاصره را برداشتند . چون آقا محمد خان