هوشنگ را همراه گرفت در آن سفر ، فردوسى گويد : جميع شيران و پلنگان و يوزان كه در ملك او يافت مىشدند در لشكر او بودند ، چون شكست بر ديوان افتاد و روى از معركه برتافتند ، جانوران دمار از بنياد وجود ايشان برآوردند .
كيومرث پس از اين فتح به بلخ كه مقر سلطنت و مستقر عزت او بود مراجعت فرمود .
چنين مىنمايد كه ، هم از قديم الايام سالهاى دراز ، بلخ دار السلطنهء پادشاهان ايران بوده ؛ عرضش از جانب شمال سى و شش درجه و بيست و هشت دقيقه ، و طولش از مشرق شصت و پنج درجه و شانزده دقيقه است . مؤلف زينة التواريخ گويد بعد از مراجعت به بلخ ، كيومرث تاج شاهى بر سر هوشنگ نهاده خود منزوى شد . ديگران گفتهاند : بعد از فوت كيومرث ، هوشنگ بر جاى او نشست ، لاكن اتفاق است كه پادشاهى او سى سال بود .
پادشاهى هوشنگ
هوشنگ دوم پادشاه است از پيشداديان ، و او پادشاهى بود به عدل و حكمت موصوف . مورخان ايران را در زمان و وقايع ايام سلطنت وى اختلاف است ، گويند شهرهاى بزرگ بنا نمود و صنايع مفيده اختراع كرد . در شاهنامه مسطور است كه آتش در زمان او پيدا شد و او آن را نور الهى دانسته مردم را به پرستيدن آن امر نمود . معروف است كه قنات و كهريز از مستحدثات اوست ، و كتاب جاويدان خرد را كه بعضى از عبارات آن در كتب مسطور است ، هم بدان پادشاه عالىمقدار نسبت مىدهند . مدت سلطنتش چهل سال است .
سلطنت طهمورث
بعد از وى پسرش طهمورث ديوبند متقلد قلادهء امور گشت .
طهمورث را وزيرى بود شيراسبنام ، كه به استعانت رأى صايب و دانش وافر وى بر ديوان ظفر يافت .