فارس كه بهنظر مسافرين مىآيد خشك و باير نيستند ، لاكن هيچكدام بهغيراز كوههاى مازندران و گرجستان جنگل ندارند . بين شمال و مغرب كردستان جاىجاى از سمت فارس و خراسان جنگلها با اشجار عظيمه يافت مىشود ، ولى كليه جبال ايران عارى از اشجارند ، اگر هم دارند بسيار كم . اراضى وسط ايران مشحون بر نوادر و نفايس نباتات است و هرقدر متصور شود ، قابل زراعت بهتر از مراتع و چمنهاى اين ملك در عالم يافت نمىشود . درخت كمياب است مگر نزديك نهرها و قريها ، لاكن هرجا بكارند از روئيدن معلوم مىشود كه هواى مملكت چهقدر موافق است .
ميوهائى كه در بلاد معتدله حاصل مىشود همه در ايران يافت مىشود . ازهار و رياحينى كه در باغهاى فرنگستان به زحمت به عمل مىآرند ، در صحراهاى اين ملك فراوان است . اگرچه صور طبيعى اين ملك در مشابهت كليّتا مشاركاند ، باز بعضى از ممالك با يكديگر امتياز كلى دارند : در فارس و عراق و خراسان زمين على الغلبه مسطح است ، اراضى آذربايجان گويا قطعاتى است در ميان كوهها ، كردستان را مىتوان گفت سلسلهاى از كوههاى كوچك و بزرگ است كه بر قلل آنها مانند ساير اطراف ايران زمينهاى مسطح هستند كه به واسطهء ارتفاع زياد مبتلا به سرماى زيادند .
غالبا در ايران رودى كه قابل عبور كشتى باشد نيست مگر اينكه فرات و دجله ازين ملك محسوب شود . رود كارون در خوزستان و ارس در آذربايجان و هيرمند در سيستان از بزرگترين رودهاى ايرانند . باران اين ملك بجز در مازندران ، هم قليل و هم سبك است ، و لاشك نقصان آب مانع بزرگى است به جهت ريعان « 1 » حاصل در ايامى كه آبادى زياده بر اين بوده است ، اهالى مملكت زحمات شاقه كشيدهاند و جهدهاى بليغ به جهت دفع اين مانع نموده ، چنانچه معروف است كه در نيشابور دوازده هزار قنات كندهاند ، ولى خرابى جنگهاى پىدرپى مكرر ، زحمتهاى صد ساله را در يك روز بر باد داده است . هواى مملكت مختلف است ، هم به سبب
هامش
( 1 ) - ريعان بالفتح ، بهترين و اول جوانى و شراب و باران و آنچه از زمين بيرون آيد از غله ( ح ) .