مشرق به آب سند و رود جيحون منتهى مىشود ، شمال آن به بحر خزر و كوه البرز ، و مغرب آن به نهر فرات پيوندد .
بعضى از ارباب جغرافياى ايران حدود قديم اين ملك را زياده وسعت مىدهند چنانچه ، چهار دريا را كه عبارت از : بحر اسود و بحر احمر و درياى خزر و خليج فارس ، و شش رود عظيم كه : فرات و دجله و ارس و جيحون و رود پنجاب و نهر اتل باشد همه را داخل حدود اين ملك مىگيرند .
درهرحال ، ايران مملكتى است وسيع مشتمل بر جبال بسيار و صحارى و قفار « 1 » وسيعه و درههاى خوشآيند و مرتعهاى « 2 » خصيب « 3 » از دهنهء نهر سند تا مصب « 4 » كارون و فرات ، قطعه زمين خشك مسطحى كه ما بين كوه و دريا افتاده ، در آبوهوا و زمين به عربستان شباهت بيشتر دارد تا ايران ، و زمين مزبور اگرچه در طول بيشاز بيست درجه است ولى يك رود كه قابل عبور سفاين باشد ندارد . بلى رود زاب كه فاصلهء ما بين فارس و خوزستان است ، از دريا به قدر شانزده ميل كشتى كار مىكند .
صفحات اين ساحل همه زمين رملزار است ، مگر گاهگاه نخلستانهاى بزرگ و قطعات زراعت نزديك چاهها و جداول آب شيرين بهنظر مىآيد . از كوههاى قريب به درياى هند و خليج فارس تا جيحون از يك طرف و تا بحر خزر از طرف ديگر كليّتا صور طبيعيه به يكديگر متمايل و متشابهاند ، يعنى غالبا جبال مرتفعه و دهات متسعه به اختلاف ارتفاع و اتساع « 5 » است . اگرچه كوههاى بسيارند كه على الدوام بر قلل آنها برف ثابت است ، اما كوهى كه ارتفاع آن از كليهء جبال زياده است كم است ، هيچيك از درياها عرضى ندارند ولى بعضى طول زياد دارند چنانچه از صد ميل متجاوز مكرر ديده شده است .
هامش
( 1 ) - قفر بالفتح ، زمين خالى از آب و گياه ( ح ) .
( 2 ) - مرتع بالفتح ، چراگاه ( ح ) .
( 3 ) - خصب بالكسر ، بسيارى گياه و شهر آباد ( ح ) .
( 4 ) - مصب : محلى كه آب رود وارد دريا شود ( معين ) .
( 5 ) - اتساع بالكسر و تشديد ياء مكسوره ، فراخ شدن ( ح ) .