ديباچه در سبب ترجمهء كتاب
بسم اللّه الرحمن الرحيم حمد و سپاس فزون از وهم و قياس شايسته و سزاوار پروردگار بىنياز خداوند بندهنواز پيوندساز دلهاى بيگانه و وفاقآموز جانهاى فرزانه ، حكيم على الاطلاقى است كه در حكمت خداونديش ، نه قلم زبان را ياراى تقرير و نه زبان قلم را قدرت تحرير .
اما بعد غرض از نگارش ديباچهء اين كتاب مستطاب ، آنكه در پنج سال قبل از اين در ماه جنورى « 1 » هزار و هشتصد و شصت و پنج مسيحى ، مطابق هزار و دويست و هشتاد و دو هجرى ، كرنل كولداسميد از جانب دولت انگليس مأمور برقرار ساختن تيلگراف برا او بحرا و بستن معاهدات آن برى در ممالك متفرقه ، و بحرى ما بين دولت انگلستان و هندوستان ، به اتفاق ميجر اسميت صاحب ، صاحبمنصب تيلگرامى انگليس به ايران وارد و از طهران به هندوستان سفر كردند . پس از ورود به كرمان ، مرحوم محمد اسماعيل خان وكيل الملك را كه در آن زمان منصوب به وزارت كرمان بود ، نسبت به صاحبان مذكور محبتى تام و رغبتى مالاكلام پديد آمد و در حق آنها لازمهء مهربانى و اعزاز را مرعى و مبذول داشت ، به حدى كه كرنل گولداسميد ، ( اسميت ) آرزو مىنمود كه كاش چيزى به جهت يادداشت خواهش نمايند ، تا اينكه وكيل الملك مرحوم همين يك چيز خواهش نمود ، چون شنيده بود كه كتاب تاريخ ايران به توسط جناب سرجان مالكم ايلچى مأمور انگليس در زبان انگليسى نوشته شده ،
هامش
( 1 ) - جنورى - ژانويه .