ننمودهاند ، و اللّه اعلم .
در زينة التواريخ نامها و ايام سلطنت ايشان ، بدين نهج مرقومست :
نام سلاطين / ايام سلطنت / نام سلاطين / ايام سلطنت
اردوان بن اشغ / بيست و نه سال / خسرو بن اردوان / نوزده سال
بلاش بن اشغ / دوازده سال / گودرز بن بلاش / سى سال
نرسى بن گودرز / سى سال / نرسى بن نرسى / هيجده سال
آخر همه ، اردوان است ، كه به دست اردشير كشته شد ، و ايام سلطنت او معلوم نيست .
از فوت اسكندر تا سلطنت اردشير قريب پانصد سال مىشود ، و جميع اين زمان طويل مىتوان گفت در تاريخ اهالى مشرق نيست ؛ و حال اينكه چون رجوع به تاريخ روميان مىكنيم ، مىبينيم كه ، زمان مزبور پر است از وقايعى كه ايرانيان به آن فخر توانند كرد . پادشاه پارثيا كه امروز نامشان در تاريخ مملكت خودشان مفقود است ، فقط سلاطينى بودند كه ، شمشير روميان ، در وقتى كه خورشيدآسا در نصف النهار اقتدار بود ، نتوانست بر ايشان اثرى چنانچه بايد بكند ؛ لاكن شك نيست كه مىتوان گفت كه ، آن صورت به سبب هنر و شجاعت ايرانيان بوده است ، بلكه اسباب ديگر هم داشته است ، يعنى به جهت طلب ملك و طريقهء مخصوصى كه در حرب داشتند ، مكرر بر لشكر روميان غلبه كردهاند .
ثغورى كه مملكت پارثيا از طرف ممالك روم است ، از درياى خزر گرفته تا خليج فارس مىرود ، همه كوههاى بلند باير و رودهاى پهناور و سريع و پهن دشتهاى بىآبوعلف است . در هر طرف كه لشكر روم روى مىكرد ، ملك را از آذوقه پاك و با خاك يكسان مىكردند . پس در حقيقت جنگ با لشكر نبود ، بلكه با آذوقه كه مادهء حيات لشكر است بود ، و ديگر اينكه خطا نكردن تير مبارزان پارثيا و بردن است او را از پيش دشمن خود ، نوعى از جنگ است كه مىتوان گفت سبب شد كه روميان نتوانستند اين طايفه را در تحت اطاعت آرند . و اين قسم جنگ موافق
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: سر جان ملكم
ص٥٥