تشنگى كشيد - و ترا پوشانيد و بخاطر تو از خواب شيرين گذشت و در سرما و گرما ترا پروريد تا براى او باشى و تو قدرت سپاس او را ندارى مگر به يارى خدا و توفيق او .
و اما حق پدر آنست كه بدانى او اصل و ريشهء تست كه اگر نبود تو نبودى و هر گاه در خود مادّه عجيبى ديدى بدان كه پدر چنين اصل آن نعمت بوده و خدا را حمد و او را شكر كن و لا قوة الا بالله .
و اما حق فرزند آنست كه بدانى كه او از وجود تو و منسوب بتوست و در دنيا در خير و شرّ خود مضاف بتست و تو در تربيت او از حسن ادب و توجه به خدا و يارى بر طاعت او مسئولى ، و مانند كسى در تربيت او بكوش كه ميداند در احسانهاى به او شريك و مثاب است و در بديهاى به او عقاب خواهد شد .
و اما حق برادر آنست كه بدانى او قدرت بازو عزّت تست و او را وسيلهء معصيت خدا و كمك به ظلم قرار مده و در يارى عليه دشمنش و خير خواهى او كوتاهى مكن در صورتى كه از خدا اطاعت مىكند و گر نه خدا را از او بزرگتر بشمار و لا قوة الا با لله .
مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 344
مساهمون: حسن بن الفضل الطبرسي
ص٣٤٤