سخط در نياورى كه خود را بدست خود به هلاكت افكنده باشى و در گناه زيانى كه به تو مىرساند شريك گردى .
و حق كسى كه ترا بعلم تربيت مىكند اينست كه نسبت بوى تعظيم روا دارى و مجلس را توقير كنى و در برابرش و روبرويش بنشينى و خوب به سخنش گوش فرا دهى و صدا برويش بلند نكنى و اگر كسى از او سؤالى كرد تو جواب ندهى تا خود او پاسخ گويد ، و در مجلس درس او حرف نزنى و كسى را پيش او غيبت نكنى و اگر ببدى يادش كنند از او دفاع نمائى و عيوبش را بپوشانى ، و مناقبش را آشكار كنى ، و با دشمنش همنشينى نكنى كه اگر اينها را مراعات نمودى ملائكه شهادت ميدهند كه تو علم را از او براى خدا خواسته اى نه براى مردم .
و اما حق آن كس كه رئيس و امير تست آنست كه او را اطاعت كنى و جز در چيزهائى كه موجب خشم خداست با او مخالفت ننمائى كه در چيزى كه معصيت خالق است اطاعت مخلوق روا نيست .
مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: حسن بن الفضل الطبرسي
ص٣٤١