در اين قسمت صحبت از به مقصد ومنظور رسانيدن وتكامل نظام عالم هستى است . وصحبت از اين مىكند كه چگونه آن اجرام به عمل آمده وتفكيك شده از مواد گازى را تغيير حالت داده ، به صورت كرات گوناگون در آورده است . سپس بعضي از كرات به صورت ستارگان ثاقب ، مانند ستارگان غولپيكرى كه درخشندگى خورشيدى دارند واز خود توليد نور وحرارت مىكنند ( در واقع يكپارچه آتش ونورند ) مانند كره خورشيد . وبعضىها به صورت كواكب ( سيارات ) وبعضىها را به صورت اقمار وسيارك وغيره در آورده است كه اين سيارات واقمار را داراى پوسته وسنگ وخاك وسطح آنها را به صورت انجماد وكوهستان درآورده است ، در حالي كه ستارگان ثواقب به حالت گاز است .
وبعد يكى از آن ستارگان ثاقب را در مركز قرار داده وچندين سيارات بزرگ وكوچك را در مداراتى با فاصلههاى كاملا حسابشده در پيرامون آن ثاقب آرايش داده وبه صورت يك منظومه كامل درآورده است . كه جملهء « ثم زيّنها بزينة الكواكب وضياء الثواقب » ستارگان ( ثواقب ) را چنان درخشنده وپرحرارت وچنان صاحب نيروى جاذبهاى درست كرده كه مىتواند كرات وسيارات زير مجموعه خود را با نور خود روشنايى داده وبا حرارتش گرمايى بخشد وبا نيروى جاذبهاش آنها را در ميدان مغناطيسى خود كنترل ونگهدارى بكند .
ودر جملهء « ثم زينها بزينة الكواكب » يعنى براي يكيك آن سيارات يك فلكى ( مدارات مخصوص به خودش ) در فاصلههاى معين خود مقرر ودر آن مدارات مستقرشان ساخته وهر كدام طبق محاسبه دقيق در طول يك سال مخصوص خود يكبار به دور مركزش ( ستاره ثاقب ) گردش مىكنند . سياراتى كه به دور مركزش يكبار دور بزنند ، مدت زمان آن يك دور را يك سال آن سياره مىنامند ، لذا هر كدام از سيارات كه نزديكتر به مركزش قرار گرفته باشند ، تعداد روز ومدت سالشان كوتاهتر ودر عوض سرعتشان زيادتر است ، ولى هر كدام از سياراتى كه در رديفهاى دومى ،
كهكشانها در قرآن ( فارسي ) — صفحة 397
مساهمون: لطف على سليمى
ص٣٩٧