لغت « مستطير » از مادة سيطره وتسلط وقدرت است . خورشيد نمونهاى از آنها است كه چون مىدانيم كه نيروى جاذبهء خورشيد همه سيارات خود را با سيطره وقدرت نيروى جاذبهاش در مدارهايشان نگه داشته است ، اشاره به اقتدار مغناطيسى همهء خورشيدهاست .
وبعد اضافه مىكند : « في فلك دائر » همه اين سيارات وثواقب چه در تمام كهكشانها وچه در منظومه شمسي هر كدام در مدارهاى خود دور مىزنند ومنظور از « سقف سائر » همگى سيارات منظومههاى جهان وهم منظومهء شمسي است كه هر كدام در داخل سقفي يا احتمالا همان محفظهء ميدان مغناطيسى مانند مدارهاى بوم كروى شكل منظومه شمسي به دور يكديگر سير مىكنند .
در اين فراز چون كلمهء « كواكب » به مجموع كوكبها ( يعنى سيارات ) وجملهء « ضياء الثواقب » « 1 » به روشنايى مجموع ستارگان درخشنده جمع بسته شده ، احتمالا اين مطلب را مىرساند كه تمام ستارگان درخشنده . يعنى خورشيدهاى بيشمار در بازوهاى كهكشانها همانند خورشيد سياراتى دارند كه با آن كواكب سيارات منظومههايشان آرايش داده شده است .
سخن كوتاه اينكه : تمام ثواقب در كهكشانها همانند خورشيد هستند كه با سياراتى همانند سيارات منظومهء شمسي آرايش داده شدهاند . وتمام ثواقب نيز در بازوهاى مارپيچى كهكشانها همانند خورشيد داراى نور وضيا هستند . چون ضمير « هاء » در « ثمّ زيّنها » عطف بر اجرام كهكشانهاى سماوات است . لذا اگر منظور فقط در كواكب منظومهء شمسي بوده ، اين چنين جمع به الثواقب نمىآورد .
بنا بر احتمال منظور مولا عليه السّلام تمام سياراتى مىباشد كه در كهكشانهاست كه طبق نظام منظومهاى به دور خورشيدهايشان مىگردند ومنظومهها نيز طبق نظام به دور
هامش
( 1 ) ستارهء ثاقب به آن دسته از ستارگانى گفته مىشود كه از خود توليد نور وحرارت وجاذبه مكفى داشته باشند ، مانند خورشيد .