تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كهكشانها در قرآن ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
سومى ، چهارمى ودهمى وغيره كه مدارهايشان از مركزش دورتر قرار گرفته باشند ، به ترتيب مدت زمان گردش آنها به دور مركزشان طولانىتر است . مثلا اگر گردش يك‌سالهء زمين به دور خورشيد را براي آنها معيار قرار دهيم ، سياراتى كه در رديف ششم ، هفتم تا نهم قرار گرفته‌اند ، ممكن است به ترتيب هر بيست ونه سال زمينى يا هر شصت وچهار سال زمينى يا هر دويست وپنجاه سال زمينى يك‌بار به دور مركزشان بچرخند ومدت يك سال نهمى همان دويست وپنجاه سال زمين ما محسوب مىشود . ( سال پولوتن ) . ودر جملهء « وضياء الثواقب » كه به دنبال جملهء « ثم زينها بزينة الكواكب » آمده ، لغت « ثواقب » را جمع آورده كه مفرد آن ثاقب است وچون با « الف - لام » هم متعدي شده ، نشانگر آن است كه احتمالا منظور اين باشد كه كليهء ستارگانى است كه در بازوهاى أنواع گوناگون كهكشانهاى مارپيچى وبيضوى وميله‌اى ويا در كهكشان شيرى كه جملهء « فسوى منه سبع سماوات » خوانديم وجملهء « وزيّنها بزينة الكواكب وضياء الثواقب » نيز شاملشان مىشود ، همگى داراى منظومه‌اى مملو از سياراتند كه ميلياردها منظومه در بازوهاى كهكشان شيرى ومنظومهء شمسي ما هم جزء آنها مىباشد ، زيرا كه در آخرين قسمت اين بند ، منظومه شمسي را مثال زده مىفرمايد : « واجرى فيها سراجا مستطيرا وقمرا منيرا » وخورشيد را در ميان آن‌ها به صورت چراغ مستطير وداراى چنان قدرتى ( كه بتواند به سيارات منظومهء خود تسلط كنترل وميان‌كنشى داشته باشد ) وهمچنين ضياء وپرتوافشانىاش ( همه سياراتش را روشن بكند ) وقمر را هم كه ( از أو كسب نور مىكند ) به صورت يك جرم نوراني جارى ساخته است . كلمهء « فيها » ممكن است در اينجا هم در ميان همهء منظومه‌هاى بيشمار در بازوهاى مارپيچى كهكشان شيرى وساير كهكشانها را دلالت كند ويا اينكه در وسط منظومهء خود يعنى در ميان سيارات خود منظومه شمسي را اشاره كرده باشد .