روى حركت نيست ، زيرا حركت نفس تغيّر است . وتغيير از خواص امكان باشد ) .
« ولا همامة نفس اضطراب فيها » ونه اهتمام نفسي كه در آن اضطراب ونگرانى داشته باشد ( مثلا اضطراب داشته باشد كه آيا اين كار را كه شروع كرده صلاح بوده يا نه ؟ آيا اين كار را كه آغاز كرده عملي وشدني هست يا نه ؟
زيرا اضطراب ونگرانى مستلزم جهل به عواقب أمور است . وجهل وناداني بر ذات خداوند كه عين علم است روا نيست ) توضيح اينكه : در حالي مشيت پروردگار براي خلقت عالم هستى قرار مىگيرد كه هيچ موجودى غير از خودش وجود نداشته وحتى يك دانه ذرّه زير اتمى هم نبوده ، در حالي كه مىخواهد از هيچ واز عدم ونيستى تمام اجرام وممكنات عالم هستى كنونى را پديد آورد واكنون كه مىخواهد آثار خلقت را آغاز كند ، ابتدأ از پديد آوردن أنواع دانههاى ذرات كأرش را شروع مىكند .
« أحال الأشياء لأوقاتها » أشياء را از عدم ونيستى در أوقات معين خود به وجود آورد . ( به طورى كه از خطبههاى ديگر استنباط مىشود منظور از أشياء در وحله أول همان ذرات بنيادى واجزاء گوناگون آنهاست كه هر كدام را پس از به وجود آوردن در وقتهاى معين ولازم خود خلق مىكرده است . وكلمه « أحال » حكايت از تحوّل وحالت بخشي آنها مىكند . يعنى أشياء ( ذرات بنيادى مواد أولية ) را در أوقات متفاوت خلق وبا تركيب دادن فرمولهاى شيميايى به آنها تغيير حالت مىداد .
« ولاءم بين مختلفاتها » همانطورىكه قبلا دربارهء ذرّات بنيادى از قول دانشمندان خوانديم كه قسمتى از گروههاى ذرّات بنيادى جهان آغازين در پيدايش خواص گوناگون نياز به سازش وهمجوشى مواد داشت ، در اينجا نيز مولا مىفرمايد :
در بين برخى از ذراتى كه اختلاف خاصيت داشتند با افزودن ذرّات ديگر سازش وهمجوشى در بين آنها برقرار ساخت .
« وغرّز غرائزها » طبايع وغرائز آن ذرّات بنيادى وپاد ذرّهها را ثابت وجاگير كرد .
مىدانيم كه هر نوع ذرّه وعناصر از نظر شيميايى يك نوع خاصيت شيميايى ويژهاى
كهكشانها در قرآن ( فارسي ) — صفحة 356
مساهمون: لطف على سليمى
ص٣٥٦