20 - مائره يعنى حركتدهندهء ( مواد ساكن ) .
21 - عبّ يعنى سنگين وثقيل .
22 - الماء ، در أصل به معنى آب ، آب شرب ، آب باران وآب اقيانوسهاست . ولى در جاهاى به خصوصي به معنى مايع روان ومواد سختى كه مذاب وداغ وروان شده هم معنى مىدهد . مانند مواد بسيار داغ وروان جهنم كه به جاى آب به أهل جهنم مىدهند وبه نام « ماء حميم » است . مواد مذاب مس وبرنج گداخته كه رقيق وروان مىشود آن را به نام
« بِماءٍ كَالْمُهْلِ »
مىنامند . لذا مولا علي عليه السّلام در خطبهء 202 در بند 4 دربارهء مواد مذاب زير زمين كه ريشه كوههاى استوار در آن قرار گرفتهاند چنين فرموده : « وجبل جلاميدها ، ونشور متونها وأطوادها ، وارساها في مراسيها ، والزم قرارتها ، فمضت رءوسها في الهواء ، ورست أصولها في الماء . . . » يعنى ( خداوند متعال ) كوهها وصخرهها وتخته سنگهاى آن را بيافريد . وآنها را در جاهاى خود استوار ومحكم نموده ودر محل وقرارگاهشان نگاهداشت ، پس قلّههاى ( مرتفع ) آنها را ( به سمت ) هوا بالا برده وبيخها وريشههاى آن كوهها را در آب فروبرد .
شايان ذكر است در اينجا منظور از لغت ماء به معنى آب نيست . بلكه مراد از
« بِماءٍ كَالْمُهْلِ »
است ، يعنى مواد مذاب داخل زمين . زيرا همه مىدانيم كه ريشه وبيخ كوهها وسلسله جبالها در سراسر گيتى در زير پوسته زمين ودر داخل مواد مذاب زير زمين استقرار يافته است . بنابراين در جمله « فاجرى ماء متلاطما تباره » لغت ماء به معنى مواد روان است كه به صورت گاز داغ ومايع در آمده كه خميره مواد أولية جهان است .
بقيه لغات
23 - زين ، زيّنها يعنى آرايش دادن ودر محل ومواقع خود مستقر ساختن . مانند آرايش ستارگان وكهكشانها وغيره .
24 - كواكب ، جمع كوكب - به معنى سيّارههاست .