مىشد . وهر چقدر سرعت پرتاب ذرات بيشتر مىشد ، ايجاد طوفانهاى سهمگين وپى در پى شديدتر وافزونتر مىگشت .
طوفانهاى سهمگين كه با سرعتهاى سرسامآور مواد را ميليونها كيلومتر به أطراف گسيل مىداد در انتقال مواد با اين سرعت خود ايجاد اصطكاك وبرخورد با ذرات ديگر مىشد . لذا - در اثر برخوردهاى مكرر مواد گرم وگرمتر مىشد . اين برخوردها - تكثيرها - وزايشهاى مواد جديد متواليا افزون بر قبل شده وبه انبوهى آن مىانجاميد . واين انبوهسازى مىرفت تا سراسر جهان را در برگيرد . وهر چه مواد انبوهتر مىشد تراكم وفشردگى مواد قوت مىبخشيد . وتبديل به يكپارچه ابر ثقيل مىگشت ودماء آن بالا مىرفت تا بحدى كه درجه حرارت آن ابر غليظ به يكصد هزار ميليون درجه كلوين بالغ گشت . اين درجه حرارت بسى پيش از آستانه دماى الكترونها وپوزيترونها ودرست مانند أنواع مختلف أشعة رفتار مىكنند .
اكنون دماى جهان 3000 ميليون درجه كلوين است حال ديگر در زير آستانهء دماى الكترونها وپوزيترونها هستيم واين ذرات بسرعت ناپديد مىشوند واز زمرهء اجزاء اصلى تشكيلدهنده جهان خارج مىشوند . انرژىاى كه در نتيجة نابودى آنها رها شده آهنگ سرد شدن جهان را مىكند ، حال ديگر جهان بقدرى سرد شده است كه هستههاى پايدارى چون هيليوم ( 4
he
) مىتوانند تشكيل شوند و ؟ نه به اين زودى بدليل اينكه هنوز جهان با سرعتى انبساط مىيابد كه هستهها فقط مىتوانند زنجيرهاى از واكنشهاى سريع دو ذرهاى تشكيل شوند مثلا هسته ايزوتوپ سبك هيليوم سه ( 3
he
) از دو پروتون ويك نوترون تشكيل شده به وجود آورد وبا تريتيوم ( 3
H
) سبكترين ايزوتوپ هيدروژن را كه يك پروتون ودو نوترون دارد تشكيل دهد . بالآخرة هيليوم 3 در برخورد با يك نوترون وتريتيوم در برخورد با يك پروتون هر دو مىتوانند هسته هيليوم معمولى 4 (
he
) را با دو پروتون با دو نوترون به وجود آورند .
اكنون دماى جهان به يك هزار ميليون درجه كلوين ويا فقط به 70 برابر داغتر از